acquiescing

[ایالات متحده]/əˈkwɪsɪsɪŋ/
[بریتانیا]/əˈkwiːsɪsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به چیزی رضایت دادن یا موافقت کردن، اغلب به طور reluctant یا passively.

عبارات و ترکیب‌ها

acquiescing to pressure

تسلیم در برابر فشار

acquiescing in silence

تسلیم شدن در سکوت

acquiescing without complaint

تسلیم شدن بدون شکایت

acquiescing to fate

تسلیم شدن در برابر سرنوشت

acquiescing in defeat

تسلیم شدن در شکست

acquiescing reluctantly

تسلیم شدن با اکراه

acquiescing to authority

تسلیم شدن در برابر اقتدار

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید