acquiring

[ایالات متحده]/ə'kwaɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به دست آوردن یا کسب کردن؛ یادگیری یا تسلط یافتن.
Word Forms

جملات نمونه

he's busy preening himself on acquiring such a pretty girlfriend.

او مشغول آرايش و خودنمایی برای به دست آوردن چنین دوست دختر زیبایی است.

he was doing fine acquiring all the necessary disciplines in finance.

او در حال کسب تمام رشته های ضروری در امور مالی خوب بود.

Objective A software used for acquiring and analyzing signals was developed for ergonomical research on Human Workload in space manual system.

هدف: نرم افزاری برای به دست آوردن و تجزیه و تحلیل سیگنال ها برای تحقیقات ارگونومیک در مورد بار کاری انسان در سیستم دستی فضایی توسعه یافت.

نمونه‌های واقعی

They acquire immunity naturally just like our bodies acquire immunity when we get a cold.

آنها به طور طبیعی مصونیت کسب می کنند، درست مانند بدن ما که وقتی سرما می گیریم مصونیت کسب می کنیم.

منبع: CNN 10 Student English September 2018 Collection

In the hope of suddenly acquiring a substantial fortune.

با این امید که ناگهان ثروت قابل توجهی به دست آوریم.

منبع: Cultural Discussions

Warner Brothers is acquiring Flixster and Rotten Tomatoes.

برادران وارنر در حال خرید فلیستر و راتن تماطو هستند.

منبع: Technology Trends

Dimitri found out that his neighbor, Aleko, had suddenly acquired a new lamb.

دمیتری متوجه شد که همسایه اش، الکو، ناگهان یک بره جدید به دست آورده است.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

This is not about acquiring nuclear weapons.

این در مورد به دست آوردن سلاح های هسته ای نیست.

منبع: CNN 10 Student English September 2021 Collection

So acquiring a better understanding of their ecology is essential for the conservation of those depths.

بنابراین، به دست آوردن درک بهتری از اکولوژی آنها برای حفظ آن اعماق ضروری است.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

This deal comes just two weeks after ExxonMobil acquired Pioneer Natural Resources.

این معامله تنها دو هفته پس از خرید Pioneer Natural Resources توسط ExxonMobil اتفاق می افتد.

منبع: Financial Times

Dimitri found out that his neighbour, Aleko, had suddenly acquired a new lamb.

دمیتری متوجه شد که همسایه اش، الکو، ناگهان یک بره جدید به دست آورده است.

منبع: New Concept English (3)

Sideroblastic anemia can be congenital or acquired.

کم خونی سایدرو بلاستیک می تواند مادرزادی یا اکتسابی باشد.

منبع: Osmosis - Blood Cancer

How is cousin Dima acquiring these cameras?

عموی دیمیتری چگونه این دوربین ها را به دست می آورد؟

منبع: Lost Girl Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید