lose

[ایالات متحده]/luːz/
[بریتانیا]/luz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. غوطه ور کردن در؛ هدر دادن؛ گم کردن؛ گمراه شدن؛ از دست دادن
vi. شکست خوردن؛ متحمل ضرر شدن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریlosing
زمان گذشتهlost
قسمت سوم فعلlost
شکل سوم شخص مفردloses
جمعloses

عبارات و ترکیب‌ها

lose weight

کاهش وزن

lose control

از دست دادن کنترل

lose focus

از دست دادن تمرکز

lose faith

از دست دادن ایمان

lose concentration

از دست دادن تمرکز

lose balance

از دست دادن تعادل

lose sleep

بی‌خوابی

lose motivation

از دست دادن انگیزه

lose oneself

گم شدن در خود

lose sight of

از دست دادن دید

lose face

از دست دادن اعتبار

lose time

از دست دادن وقت

lose money

از دست دادن پول

lose oneself in

گم شدن در

lose myself

گم شدن خودم

stand to lose

در خطر از دست دادن

lose ground

از دست دادن موقعیت

lose out

از دست دادن فرصت

lose by

شکست خوردن با

lose yourself

گم شدن خودت

lose interest in

از دست دادن علاقه به

lose touch

از دست دادن ارتباط

lose faith in

از دست دادن ایمان به

lose way

گم شدن راه

lose contact with

از دست دادن ارتباط با

lose touch with

از دست دادن ارتباط با

جملات نمونه

lose oneself in the woods

گم شدن در جنگل

lose a move to sb.

یک حرکت را به کسی واگذار کردن

to lose one's appetite

از دست دادن اشتها

lose a great scholar in Prof. Li

از دست دادن یک محقق برجسته در پروفسور لی

to lose one's fear of the dark

از دست دادن ترس از تاریکی.

lose one's presence of mind

از دست دادن حضور ذهن

to lose the thread of one's argument

از دست دادن موضوع استدلال خود

Don't lose your head.

عقلت را به جوش نینداز.

It is easy for children to lose their self-esteem.

برای کودکان آسان است که اعتماد به نفس خود را از دست بدهند.

be careful not to lose her address.

مراقب باش نشانی او را گم نکنی.

the concepts lose their emotional resonance.

این مفاهیم جذابیت عاطفی خود را از دست می‌دهند.

investors stood to lose heavily.

سرمایه‌گذاران در معرض ضرر هنگفت قرار داشتند.

نمونه‌های واقعی

And a terrible place to get lost.

و یک مکان وحشتناک برای گم شدن.

منبع: Exciting moments of Harry Potter

Then we have lose, lose, that's the Z sound.

سپس ما داریم از کلمه lose استفاده می‌کنیم، lose، این صدای Z است.

منبع: Your English coach Stefanie

He's lost his soul and he's lost his bearings .

او روحش را گم کرده و جهت‌یابی‌اش را از دست داده است.

منبع: CNN Celebrity Interview

Let's do it before we lose daylight.

قبل از اینکه نور خورشید را از دست بدهیم، انجامش بدهیم.

منبع: American Horror Story: Season 2

The Prime Minister was momentarily lost for words.

نخست‌وزیر برای لحظه‌ای کلماتش را از دست داد.

منبع: 6. Harry Potter and the Half-Blood Prince

Hundreds, possibly thousands have also lost their lives in the attempt.

صدها، شاید هزاران نفر نیز در این تلاش جان خود را از دست داده‌اند.

منبع: Listen to a little bit of fresh news every day.

Otherwise, your meaning might get lost!

در غیر این صورت، معنای شما ممکن است گم شود!

منبع: Oxford University: Business English

I know why you lost the vote.

می‌دانم چرا در رای‌گیری شکست خوردید.

منبع: House of Cards

You wanna know why I lost Anna?

می‌خوای بدونی چرا آنا رو از دست دادم؟

منبع: Deep Dive into the Movie World (LSOO)

And he was - he lost. He lost that.

و او هم بود - او شکست خورد. او آن را از دست داد.

منبع: NPR News March 2018 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید