addicting

[ایالات متحده]/əˈdɪktɪŋ/
[بریتانیا]/əˈdɪktɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. باعث وابستگی یا اعتیاد شخص به چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

addicting game

بازی اعتیادآور

addicting personality

شخصیت اعتیادآور

addicting experience

تجربه اعتیادآور

highly addicting

بسیار اعتیادآور

addicting content

محتوای اعتیادآور

an addicting hobby

یک سرگرمی اعتیادآور

addicting to watch

برای تماشا اعتیادآور

addicting music

موسیقی اعتیادآور

addicting visuals

تصاویر اعتیادآور

جملات نمونه

the game is really addicting.

بازی واقعاً اعتیادآور است.

this new show is so addicting i can't stop watching it.

این برنامه جدید آنقدر اعتیادآور است که نمی‌توانم تماشای آن را متوقف کنم.

social media can be quite addicting.

شبکه‌های اجتماعی می‌توانند بسیار اعتیادآور باشند.

his work is surprisingly addicting to watch.

تماشای کار او به طرز شگفت انگیزی اعتیادآور است.

video games have become increasingly addicting over the years.

بازی‌های ویدیویی در طول سال‌ها به طور فزاینده‌ای اعتیادآور شده‌اند.

the new phone app is really addicting, i can't put it down!

برنامه تلفن جدید واقعاً اعتیادآور است، نمی‌توانم آن را کنار بگذارم!

he found the book to be quite addicting.

او کتاب را نسبتاً اعتیادآور یافت.

the story was so addicting, i stayed up all night reading it.

داستان آنقدر اعتیادآور بود که تا دیر وقت شب بیدار ماندم و آن را خواندم.

the music is quite addicting, i can't get it out of my head.

موسیقی بسیار اعتیادآور است، نمی‌توانم آن را از ذهنم خارج کنم.

it's addicting to see how quickly the plants grow.

دیدن اینکه گیاهان چقدر سریع رشد می‌کنند، اعتیادآور است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید