addiction

[ایالات متحده]/əˈdɪkʃn/
[بریتانیا]/əˈdɪkʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وابستگی قوی به یک ماده یا فعالیت، که منجر به تمایل اجباری و عدم توانایی در کنترل مصرف یا درگیر شدن با آن می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

drug addiction

اعتیاد به مواد مخدر

addiction to drugs

اعتیاد به مواد مخدر

جملات نمونه

had an addiction for fast cars.

او اعتیاد به ماشین‌های سریع داشت.

one’s addiction to the comics

اعتیاد یک نفر به کمیک‌ها

he beat heroin addiction in 1992.

او در سال 1992 اعتیاد به هروئین را شکست.

He finally mastered his addiction to drugs.

او بالاخره اعتیاد به مواد مخدر را کنترل کرد.

In addiction, it can make the person macrobiosis and agerasia.

در مورد اعتیاد، این می‌تواند باعث طول عمر زیاد و بی‌حسی در فرد شود.

He is now fighting his addiction to alcohol.

او اکنون در حال مبارزه با اعتیاد خود به الکل است.

I underwent aversion therapy for my addiction to smoking.

من تحت درمان دفعی برای اعتیاد خود به سیگار بودم.

They are trying to cure him of his drug addiction but he is beyond hope.

آنها سعی می‌کنند او را از اعتیاد به مواد مخدر درمان کنند، اما دیگر امیدی نیست.

The most widespread drug addiction is to alcohol,tobacco,and sleeping pills.

شایع‌ترین اعتیاد به مواد مخدر، الکل، تنباکو و داروهای خواب‌آور است.

Areas of drug dealing are hellholes of addiction, poverty and murder.

مناطقی که مواد مخدر در آن خرید و فروش می‌شود، جهنم اعتیاد، فقر و قتل هستند.

His addiction to drugs caused his family much grief.

اعتیاد او به مواد مخدر باعث ناراحتی زیادی برای خانواده‌اش شد.

His addiction to drugs propelled him towards a life of crime.

اعتیاد او به مواد مخدر او را به سمت یک زندگی جنایتکارانه سوق داد.

The children that addiction of contributive deliverance deep clapnet perplexes the government, be like make sense at manage at affection, won't have crosscurrent.

کودکانی که اعتیاد به رهایی و کمک‌رسانی عمیق، دولت را متحیر می‌کند، باید مانند این باشد که در مدیریت و محبت معنا داشته باشد، نباید جریان متضادی وجود داشته باشد.

I was worried about Katie getting too involved with Steve so I eventually told her about his drug addiction—you’ve got to be cruel to be kind sometimes.

من نگران بودم که کتی بیش از حد با استیو درگیر شود، بنابراین در نهایت به او در مورد اعتیاد استیو به مواد مخدر گفتم - گاهی اوقات باید بی‌رحم باشید تا مهربان باشید.

By binding to certain glutamate receptors, D-cycloserine selectively enhances extinction, suppressing the effects of conditioned associations such as anxiety, addiction and phobias.

با اتصال به گیرنده‌های خاص گلوتامات، دی‌سای‌کلوسرین به طور انتخابی باعث افزایش از بین رفتن اثرات شرطی مانند اضطراب، اعتیاد و فوبیا می‌شود.

During his emerging days at Dynamo Kiev, Andriy Shevchenko was force-fed a vile nicotine-based solution which gruesomely cured his teenage addiction to cigarettes.

در دوران اوج او در دینامو کی‌یف، آندری شوچنکو به اجبار یک محلول مبتنی بر نیکوتین بسیار ناپسند مصرف کرد که به طرز وحشتناکی اعتیاد او به سیگار را در نوجوانی درمان کرد.

Endorphin blockers such as naltrexone can be used to reduce addiction to licking, or endorphin substitutes such as hydrocodone may decrease the urge to lick.

مسدودکننده‌های اندورفین مانند نالتراکسون می‌توانند برای کاهش اعتیاد به لیسیدن استفاده شوند، یا جایگزین‌های اندورفین مانند هیدروکدون ممکن است میل به لیسیدن را کاهش دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید