adherents

[ایالات متحده]/əˈhɪərənts/
[بریتانیا]/əˈhɛrənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حامیان، پیروان، معتقدان یک شخص، ایده یا جنبش؛ پیروان یک دین یا مذهب خاص.

جملات نمونه

the philosophy has gained many adherents over the years.

فلسفه در طول سال‌ها پیروان زیادی به دست آورده است.

adherents of this new diet claim it can cure any illness.

پیروان این رژیم غذایی جدید ادعا می‌کنند که می‌تواند هر بیماری را درمان کند.

the group has a large number of adherents worldwide.

این گروه تعداد زیادی از پیروان در سراسر جهان دارد.

even today, many adherents follow the ancient traditions.

حتی امروزه، بسیاری از پیروان به سنت‌های باستانی پایبند هستند.

the movement attracted a diverse group of adherents.

جنبش گروه متنوعی از پیروان را به خود جذب کرد.

adherents believe in the power of positive thinking.

پیروان به قدرت تفکر مثبت اعتقاد دارند.

the religious leader has thousands of ardent adherents.

رهبر مذهبی هزاران پیرو مشتاق دارد.

adherents are encouraged to share their experiences with others.

از پیروان خواسته می‌شود تجربیات خود را با دیگران به اشتراک بگذارند.

the new technology has gained many adherents in the scientific community.

فناوری جدید مورد استقبال بسیاری از دانشمندان قرار گرفته است.

adherents of this school of thought are often critical of traditional methods.

پیروان این مکتب فکری اغلب به روش‌های سنتی انتقاد دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید