members

[ایالات متحده]/[ˈmembəz]/
[بریتانیا]/[ˈmembərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی یا افرادی که به یک گروه، سازمان یا باشگاه تعلق دارند؛ قسمت‌های بدن.
v. عضویت در یک گروه، سازمان یا باشگاه داشتن.

عبارات و ترکیب‌ها

club members

اعضای باشگاه

gym members

اعضای باشگاه ورزشی

new members

اعضای جدید

senior members

اعضای ارشد

active members

اعضای فعال

membership benefits

مزایای عضویت

members only

فقط برای اعضا

members area

فضای اعضا

members meet

دیدار اعضا

joining members

اعضای در حال عضویت

جملات نمونه

the club has over 200 active members.

باشگاه بیش از 200 عضو فعال دارد.

new members are always welcome to join.

عضویت برای افراد جدید همیشه خوش آمدگویی است.

members can access exclusive benefits online.

اعضا می‌توانند از طریق اینترنت به مزایای انحصاری دسترسی داشته باشند.

the members voted to approve the proposal.

اعضا رای به تایید پیشنهاد دادند.

we value the contributions of our members.

ما از مشارکت اعضا قدردانی می کنیم.

membership fees are due by the end of the month.

هزینه عضویت باید تا پایان ماه پرداخت شود.

the board of members manages the organization.

هیئت مدیره سازمان را مدیریت می کند.

members attended the annual general meeting.

اعضا در مجمع عمومی سالانه شرکت کردند.

we need to retain our loyal members.

ما باید اعضای وفادار خود را حفظ کنیم.

the team is composed of talented members.

این تیم از اعضای با استعداد تشکیل شده است.

members are encouraged to participate actively.

از اعضا خواسته می شود که به طور فعالانه شرکت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید