admissible

[ایالات متحده]/əd'mɪsɪb(ə)l/
[بریتانیا]/əd'mɪsəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. واجد شرایط برای گنجاندن؛ قادر به پذیرفته شدن

عبارات و ترکیب‌ها

admissible evidence

شهادت مجاز

admissible in court

قابل قبول در دادگاه

admissible statement

اظهارات مجاز

جملات نمونه

admissible to an office

قابل قبول برای یک سمت

foreigners were admissible only as temporary workers.

اتباع خارجی فقط به عنوان کارگر موقت قابل قبول بودند.

his brother's posthumous children are admissible as intestate heirs.

فرزندان متوفای برادرش به عنوان وارثان بدون وصیت قابل قبول هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید