inadmissible

[ایالات متحده]/ɪnəd'mɪsɪb(ə)l/
[بریتانیا]/ˌɪnəd'mɪsəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مجاز نیست، قابل قبول نیست

عبارات و ترکیب‌ها

evidence is inadmissible

اثبات غیرقابل قبول است

declaration is inadmissible

اظهارات غیرقابل قبول است

statements are inadmissible

اظهارات غیرقابل قبول است

جملات نمونه

an inadmissible interference in the affairs of the Church.

یک دخالت غیرقابل قبول در امور کلیسا.

The evidence was deemed inadmissible in court.

شواهد در دادگاه غیرقابل قبول تلقی شد.

The judge ruled the witness's testimony as inadmissible.

قاضی شهادت شاهد را غیرقابل قبول اعلام کرد.

The lawyer argued that the confession was inadmissible due to coercion.

وکیل استدلال کرد که اعتراف به دلیل اجبار غیرقابل قبول است.

The document was declared inadmissible because it was not properly authenticated.

اسناد به این دلیل غیرقابل قبول اعلام شد که به درستی تایید نشده بود.

The expert's opinion was found to be inadmissible as it lacked credibility.

نظر کارشناس به این دلیل غیرقابل قبول تلقی شد که فاقد اعتبار بود.

The judge excluded the illegally obtained evidence as inadmissible.

قاضی شواهد به دست آمده به طور غیرقانونی را به عنوان غیرقابل قبول حذف کرد.

The defense attorney objected to the prosecutor's attempt to introduce inadmissible evidence.

وکیل مدافع به تلاش دادستان برای ارائه شواهد غیرقابل قبول اعتراض کرد.

The court ruled the expert's testimony as inadmissible due to a conflict of interest.

دادگاه شهادت کارشناس را به دلیل تضاد منافع غیرقابل قبول اعلام کرد.

The judge found the witness's statement inadmissible because it was hearsay.

قاضی اظهارات شاهد را غیرقابل قبول تشخیص داد زیرا شایعه بود.

The video footage was deemed inadmissible because it was tampered with.

تصویر ضبط شده ویدئویی غیرقابل قبول تلقی شد زیرا دستکاری شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید