admits

[ایالات متحده]/ədˈmɪts/
[بریتانیا]/əˈdmitz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. اجازه می‌دهد که کسی وارد یک مکان یا چیز شود؛ تأیید می‌کند که چیزی درست است یا مسئولیت چیزی را می‌پذیرد؛ به چیزی موافقت می‌کند یا اجازه می‌دهد؛ چیزی را تأیید یا تصدیق می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

admits defeat

پذیرش شکست

admits responsibility

پذیرش مسئولیت

admits fault

پذیرش اشتباه

admits his/her guilt

اعتراف به گناه

admits the possibility

پذیرش احتمال

جملات نمونه

the defendant admits guilt in the case.

متهم در این پروندهه اعتراف به گناه می‌کند.

she admits to being wrong.

او اعتراف می‌کند که اشتباه کرده است.

he admits he made a mistake.

او اعتراف می‌کند که اشتباهی مرتکب شده است.

the company admits responsibility for the accident.

شرکت مسئولیت حادثه را بر عهده می‌گیرد.

they admit their defeat.

آنها شکست خود را پذیرفتند.

he admits to being tired.

او اعتراف می‌کند که خسته است.

the politician admits to using unethical tactics.

سیاستمدار اعتراف می‌کند که از تاکتیک‌های غیراخلاقی استفاده کرده است.

she admits that she is nervous about the interview.

او اعتراف می‌کند که در مورد مصاحبه عصبی است.

he admits liking her music, even though it's not his usual taste.

او اعتراف می‌کند که از موسیقی او خوشش می‌آید، حتی اگر طعم معمولیش نباشه.

the author admits to drawing inspiration from real life events.

نویسنده اعتراف می‌کند که از وقایع زندگی واقعی الهام گرفته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید