adversity

[ایالات متحده]/ədˈvɜːsəti/
[بریتانیا]/ədˈvɜːrsəti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سختی; بدبختی; فاجعه; شرایط نامساعد.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

face adversity

مقابله با سختی

جملات نمونه

Adversity is a good discipline.

مشکلات یک مربی خوب هستند.

Adversity is a good schoolmaster.

مشکلات یک مدرسه خوب هستند.

Adversity leads to prosperity.

مشکلات منجر به رفاه می شوند.

We must learn to meet adversity gracefully.

ما باید یاد بگیریم که با وقار با مشکلات روبرو شویم.

Adversity makes strange bedfellows.

مشکلات باعث می شوند که افراد عجیب و غریب با هم متحد شوند.

The friendship sealed in adversity is the sincerest.

دوستی که در مشکلات مهر و موم شده است، صادقانه ترین است.

He met with adversities abroad.

او در خارج از کشور با مشکلاتی روبرو شد.

Adversity comes with instruction in its hand.

مشکلات با آموزش در دست می آیند.

The fire is the test of gold;adversity of strong man.

آتش، آزمون طلا است؛ مشکلات، آزمون مرد قوی.

In time of adversity,those who do not desert you are real friends.

در زمان مشکلات، کسانی که شما را رها نمی کنند، دوستان واقعی هستند.

Adversity acquaints men with strange bedfellows.

مشکلات مردان را با رفیقانی عجیب آشنا می کند.

Adversity makes a man wise,not rich.

مشکلات باعث می شوند که مردی خردمند شود، نه ثروتمند.

Sweet are the uses of adversity. ----William Shakspeare,British Playwriter

کاربردهای شیرین مشکلات. ---- ویلیام شکسپیر، نمایشنامه نویس بریتانیایی

Mr. Huang has been a good friend to me in adversity or in prosperity.

آقای هوانگ در دوران سختی یا رفاه، دوست خوبی برای من بوده است.

Prosperity makes friends,and adversity tries them.

رفاه دوستان را می سازد و مشکلات آنها را آزمایش می کند.

As fire tries gold,so does adversity try virtue.

همانطور که آتش طلا را آزمایش می کند، مشکلات فضیلت را آزمایش می کنند.

A well-prepared mind hopes in adversity and fears in prosperity.

ذهنی که به خوبی آماده شده است، در مشکلات امیدوار است و در رفاه می ترسد.

When faced with adversity she was never tempted to give up.

وقتی با مشکلاتی روبرو شد، هرگز وسوسه تسلیم نشد.

The true features of a man is shown in adversity;the strength of a horse is tested on a muddy road.

ویژگی های واقعی یک مرد در مشکلات نشان داده می شود؛ قدرت اسب در جاده ای گل آلود آزمایش می شود.

نمونه‌های واقعی

To have shared adversity, shared opportunity.

داشتن سختی و فرصت‌های مشترک.

منبع: TED Talks (Audio Version) October 2019 Collection

He fought through the adversity and the heartache.

او با وجود سختی‌ها و غم‌خاطره‌ها جنگید.

منبع: Our Day Season 2

You'll feel more courageous in the face of adversity.

در برابر سختی‌ها شجاع‌تر احساس خواهید کرد.

منبع: Science in Life

He definitely reinstilled the ability to push past adversity, set a goal, achieve it.

او به طور قطع توانایی غلبه بر سختی‌ها، تعیین هدف و دستیابی به آن را دوباره زنده کرد.

منبع: CNN 10 Student English March 2021 Collection

Yes, she says that teachers or parents are role models in how to handle adversity.

بله، او می‌گوید که معلمان یا والدین الگوهایی در نحوه مقابله با سختی هستند.

منبع: 6 Minute English

Resilient people do not give up in the face of adversity.

افراد انعطاف‌پذیر در برابر سختی‌ها تسلیم نمی‌شوند.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

America was born out of adversity.

آمریکا از دل سختی‌ها متولد شد.

منبع: America The Story of Us

He said young people should be optimistic and tenacious when facing adversities.

او گفت که جوانان باید در مواجهه با سختی‌ها خوش‌بین و مصمم باشند.

منبع: CRI Online May 2013 Collection

Because adversity generates a lot of internal conviction.

زیرا سختی‌ها باعث ایجاد باور درونی زیادی می‌شود.

منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive Reading

You may have struggled with adversity.

شاید شما با سختی دست و پنجه نرم کرده باشید.

منبع: 2023 Celebrity High School Graduation Speech

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید