advise

[ایالات متحده]/ədˈvaɪz/
[بریتانیا]/ədˈvaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. و vi. ارائه مشاوره یا پیشنهادات
vt. اطلاع دادن یا گزارش دادن (به ویژه در کسب و کار)
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریadvising
قسمت سوم فعلadvised
شکل سوم شخص مفردadvises
زمان گذشتهadvised

عبارات و ترکیب‌ها

advise someone

به کسی توصیه کردن

please advise

لطفاً توصیه کنید

advise of

اطلاع دادن

جملات نمونه

we will be happy to advise you.

ما خوشحال ميشويم که به شما مشورت بديم

advise sb. in (the) quality of a friend

مشورت با کسی در مورد کیفیت یک دوست

I could advise with no one.

من نمی‌توانم با کسی مشورت کنم.

you will be advised of the requirements.

شما از الزامات مطلع خواهید شد.

advised the suspect to level with the authorities.

به مظنون توصیه کرد که با مقامات صادق باشد.

he was advised to terminate the contract.

به او توصیه شد قرارداد را خاتمه دهد.

What coursedo you advise?

چه مسیری را توصیه می‌کنید؟

He advised me to rest.

به من توصیه کرد استراحت کنم.

Please advise the date of shipment as soon as possible.

لطفاً در اسرع وقت تاریخ ارسال را اطلاع دهید.

I strongly advise against it.

من به شدت علیه آن توصیه می‌کنم.

I'll advise you of the dispatch of the goods.

من شما را از ارسال کالاها مطلع خواهم کرد.

I'll advise with him on buying houses.

من با او در مورد خرید خانه‌ها مشورت خواهم کرد.

I advise you not to attach yourself to the party.

من به شما توصیه می‌کنم به این حزب وابسته نشوید.

I advise you to have no truck with that man.

من به شما توصیه می‌کنم با آن مرد ارتباطی نداشته باشید.

The doctor advised an immediate operation.

پزشک یک عمل جراحی فوری توصیه کرد.

I advise you to own up at once.

من به شما توصیه می‌کنم فوراً اعتراف کنید.

نمونه‌های واقعی

Residents have been advised to stay indoors.

به ساکنان توصیه شده در خانه بمانند.

منبع: CCTV Observations

" Then what do you advise, Ser Jorah" ?

منبع: A Song of Ice and Fire: A Storm of Ice and Rain (Bilingual)

Alice! I advise you to stop this minute!

آلیس! به شما توصیه می‌کنم همین حالا دست از این کار بردارید!

منبع: Drama: Alice in Wonderland

Pope Francis has reportedly advised new priests not to give boring sermons.

گزارش شده است که پاپ فرانسیس به کشیشان جدید توصیه کرده است که سخنرانی‌های کسل‌کننده ندهند.

منبع: Conan Talk Show

Those counselors will then advise students to apply.

مشاوران سپس به دانش آموزان توصیه خواهند کرد که درخواست دهند.

منبع: VOA Special English Education

Russell's way out west, she advised me.

راسل در غرب دور بود، او به من توصیه کرد.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 3

Okay, so, no. I would actually advise against that.

باشه، پس نه. من در واقع توصیه می کنم از آن اجتناب کنید.

منبع: IELTS Speaking High Score Model

Wondering if I could advise them on the marketing.

می‌خواهم بدانم آیا می‌توانم در مورد بازاریابی به آنها توصیه کنم.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

I can not disclose how I advise the Minister.

من نمی‌توانم فاش کنم که چگونه به وزیر توصیه می‌کنم.

منبع: Yes, Minister Season 2

But I'm sure she's being advised all the time.

اما مطمئن هستم که او همیشه توصیه می‌شود.

منبع: The secrets of body language.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید