advising clients
مشاوره با مشتریان
advising against
توصیه علیه
advising on policy
مشاوره در مورد سیاست
advising someone
مشاوره با کسی
advising carefully
مشاوره با دقت
advising a course
مشاوره در مورد یک مسیر
advised strongly
به شدت توصیه شد
advised previously
قبلاً توصیه شد
advising regularly
مشاوره به طور منظم
advising stakeholders
مشاوره با ذینفعان
we are advising our clients on the best investment strategies.
ما در حال راهنمایی مشتریان خود در مورد بهترین استراتژیهای سرمایهگذاری هستیم.
the doctor is advising him to get more rest.
پزشک به او توصیه کرده است که بیشتر استراحت کند.
i'm advising against traveling during the storm.
من توصیه میکنم در طول طوفان سفر نکنید.
the financial advisor is advising a diversified portfolio.
مشاور مالی یک سبد سرمایهگذاری متنوع را توصیه میکند.
she's advising a career change after years in marketing.
او پس از سالها فعالیت در بازاریابی، تغییر شغل را توصیه میکند.
the lawyer is advising the client on their legal options.
وکیل در حال راهنمایی مشتری در مورد گزینههای قانونیاش است.
the board is advising the ceo on the company's future.
هیئت مدیره در حال راهنمایی مدیرعامل در مورد آینده شرکت است.
i'm advising caution when dealing with this project.
من توصیه میکنم در برخورد با این پروژه احتیاط کنید.
the consultant is advising improvements to the workflow.
مشاور، بهبود گردش کار را توصیه میکند.
they are advising a thorough review of the data.
آنها توصیه میکنند یک بررسی کامل از دادهها انجام شود.
the mentor is advising the student on their research proposal.
استاد راهنمای دانشجو در مورد پیشنهاد تحقیقاتیاش است.
advising clients
مشاوره با مشتریان
advising against
توصیه علیه
advising on policy
مشاوره در مورد سیاست
advising someone
مشاوره با کسی
advising carefully
مشاوره با دقت
advising a course
مشاوره در مورد یک مسیر
advised strongly
به شدت توصیه شد
advised previously
قبلاً توصیه شد
advising regularly
مشاوره به طور منظم
advising stakeholders
مشاوره با ذینفعان
we are advising our clients on the best investment strategies.
ما در حال راهنمایی مشتریان خود در مورد بهترین استراتژیهای سرمایهگذاری هستیم.
the doctor is advising him to get more rest.
پزشک به او توصیه کرده است که بیشتر استراحت کند.
i'm advising against traveling during the storm.
من توصیه میکنم در طول طوفان سفر نکنید.
the financial advisor is advising a diversified portfolio.
مشاور مالی یک سبد سرمایهگذاری متنوع را توصیه میکند.
she's advising a career change after years in marketing.
او پس از سالها فعالیت در بازاریابی، تغییر شغل را توصیه میکند.
the lawyer is advising the client on their legal options.
وکیل در حال راهنمایی مشتری در مورد گزینههای قانونیاش است.
the board is advising the ceo on the company's future.
هیئت مدیره در حال راهنمایی مدیرعامل در مورد آینده شرکت است.
i'm advising caution when dealing with this project.
من توصیه میکنم در برخورد با این پروژه احتیاط کنید.
the consultant is advising improvements to the workflow.
مشاور، بهبود گردش کار را توصیه میکند.
they are advising a thorough review of the data.
آنها توصیه میکنند یک بررسی کامل از دادهها انجام شود.
the mentor is advising the student on their research proposal.
استاد راهنمای دانشجو در مورد پیشنهاد تحقیقاتیاش است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید