aeriform

[ایالات متحده]/ˈɛəˌfɔːrm/
[بریتانیا]/ˌɛərɪˈfɔrm/

ترجمه

adj. داشتن شکل یا ظاهری از هوا؛ هوایی یا گازی؛ فاقد ماده یا مواد؛ نامشهود

عبارات و ترکیب‌ها

aeriform clouds

ابرپوشش

aeriform matter

مواد هواگون

aeriform substance

ماده هواگون

aeriform state

حالت هواگون

an aeriform appearance

ظاهر هواگون

aeriform dispersion

پراکندگی هواگون

aeriform properties

ویژگی‌های هواگون

aeriform transformation

تبدیل هواگون

جملات نمونه

the clouds were aeriform and wispy.

ابرها هواگون و نامشخص بودند.

the balloon had an aeriform shape, like a giant bubble.

بادکنک شکلی هواگون داشت، مانند یک حباب غول پیکر.

the artist captured the aeriform quality of smoke in his painting.

هنرمند توانست کیفیت هواگون دود را در نقاشی خود به تصویر بکشد.

she described the feeling as being light and aeriform.

او این حس را به عنوان سبکی و هواگون توصیف کرد.

the fabric had an aeriform drape, flowing gracefully.

پارچه دارای آویزان شدن هواگون بود که به طور ظریف جریان داشت.

his words were aeriform and lacked substance.

کلمات او هواگون بودند و فاقد محتوا بودند.

the dancer moved with an aeriform grace.

رقصنده با ظرافت هواگون حرکت کرد.

he felt a sense of lightness and aeriform freedom.

او احساس سبکی و آزادی هواگون کرد.

the dream had an aeriform quality, almost intangible.

رویای او دارای کیفیتی هواگون بود، تقریباً غیرقابل لمس.

the music created an aeriform atmosphere of peace and tranquility.

موسیقی فضایی هواگون از صلح و آرامش ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید