aerophobe

[ایالات متحده]/ˈɛəroʊfəʊb/
[بریتانیا]/ˌɛr.əˈfoʊb/

ترجمه

n. فردی که از پرواز می‌ترسد

عبارات و ترکیب‌ها

aerophobe pilot

خلبان مبتلا به ترس از هواپیما

understand an aerophobe

درک کردن یک فرد مبتلا به ترس از هواپیما

treating an aerophobe

درمان یک فرد مبتلا به ترس از هواپیما

aerophobe's reaction

واکنش یک فرد مبتلا به ترس از هواپیما

helping an aerophobe

کمک به یک فرد مبتلا به ترس از هواپیما

جملات نمونه

she is an aerophobe and avoids flying at all costs.

او مبتلا به ترس از هواپیما است و به هر قیمتی از پرواز اجتناب می‌کند.

the aerophobe's fear of planes was debilitating.

ترس او از هواپیما ناتوان کننده بود.

the aerophobe's anxiety peaked when the plane started turbulence.

اضطراب او زمانی که هواپیما دچار تلاطم شد به اوج رسید.

exposure therapy can be effective in helping aerophobes manage their fear.

درمان قرارگیری می‌تواند در کمک به مبتلایان به ترس از هواپیما برای مدیریت ترسشان مؤثر باشد.

with proper treatment and support, aerophobes can lead fulfilling lives.

با درمان و حمایت مناسب، مبتلایان به ترس از هواپیما می‌توانند زندگی رضایت‌بخشی داشته باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید