affronter

[ایالات متحده]/əˈfrɒnteə/
[بریتانیا]/əˈfrɑːnteɪ/

ترجمه

v. به یک موقعیت یا چالش مواجه شدن

عبارات و ترکیب‌ها

affronter la réalité

پذیرفتن واقعیت

affronter les défis

پذیرفتن چالش‌ها

affronter l'adversité

پذیرفتن سختی‌ها

جملات نمونه

il faut affronter les difficultés pour grandir.

باید با مشکلات روبرو شوید تا رشد کنید.

elle a dû affronter ce problème seule.

او مجبور شد تنها با این مشکل روبرو شود.

nous affronterons le danger ensemble.

ما با خطر روبرو خواهیم شد.

il doit affronter la mort avec dignité.

او باید با مرگ با افتخار روبرو شود.

elle refuse d'affronter la réalité.

او از روبروی واقعیت پشیمان است.

tu dois affronter tes peurs pour réussir.

شما باید از ترس‌های خود روبرو شوید تا موفق شوید.

l'équipe affrontera un adversaire redoutable.

تیم با یک حریف مخوف روبرو خواهد شد.

il a dû affronter la critique des médias.

او مجبور شد با انتقادات رسانه‌ها روبرو شود.

nous devons affronter l'échec pour apprendre.

ما باید با شکست روبرو شویم تا یاد بگیریم.

elle a choisi d'affronter le regard des autres.

او انتخاب کرد با نظرات دیگران روبرو شود.

il sait affronter l'adversité sans se plaindre.

او می‌داند چگونه با سختی‌ها روبرو شود بدون اینکه شکایت کند.

ils ont dû affronter une tempête violente.

آن‌ها مجبور شدند با یک باران شدید روبرو شوند.

nous affronterons le changement avec optimisme.

ما با تغییر با امید روبرو خواهیم شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید