aforesaid

[ایالات متحده]/ə'fɔːsed/
[بریتانیا]/əˈfɔrˌsɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مذکور، قبلاً ذکر شده (اغلب در اسناد قانونی استفاده می‌شود)
Word Forms
زمان گذشتهaforesaid

جملات نمونه

our aforesaid merchant filliped a nut sharply against his bullying giant.

تاجر مزبور ما با شدت یک گردو را در برابر غول زورگویش کوبید.

نمونه‌های واقعی

Well, now for the crash aforesaid.

خب، حالا در مورد تصادف مذکور.

منبع: News from Wuyou Township (Part 2)

The village road ended in the shallow of the aforesaid backwater.

جاده روستا در کم‌عمقی آب پس‌ریز مذکور به پایان رسید.

منبع: News from Wuyou Township (Part 2)

He had only been waiting till the aforesaid blighted affections were decently interred.

او فقط منتظر مانده بود تا علائق پژمرده و مذکور به شکلی مناسب دفن شوند.

منبع: "Little Women" original version

Second month: Promoted to drying aforesaid plates.

ماه دوم: ارتقا به خشک کردن صفحات مذکور.

منبع: Hidden danger

The aforesaid things happened very year!

این اتفاقات مذکور هر سال اتفاق می‌افتاد!

منبع: Pan Pan

And when they were united in holy matrimony, they went home to breakfast at Stone Lodge aforesaid.

وقتی در ازدواج مقدس متحد شدند، برای صرف صبحانه به خانه بازگشتند به کلبه سنگی مذکور.

منبع: Difficult Times (Part 1)

It was but little after sunrise, when Uncle Venner made his appearance, as aforesaid, impelling a wheelbarrow along the street.

کمی بعد از طلوع آفتاب بود که عموی ونر طبق گفته‌های قبلی ظاهر شد و یک چرخ دستی را در خیابان به حرکت درآورد.

منبع: Seven-angled Tower (Part 2)

The morning after the above-mentioned incident Lady Constantine, after meditating a while, arose with a strange personal conviction that bore curiously on the aforesaid hallucination.

صبح روز بعد از حادثه فوق‌الذکر، سر الیزابت کنستانتین پس از کمی تفکر، با یک باور شخصی عجیب و غریب از خواب بیدار شد که به طرز عجیبی بر توهم مذکور تأثیر می‌گذاشت.

منبع: Lovers in the Tower (Part Two)

In the other corner was the aforesaid three-corner table adorned with a fat, red velvet pin-cushion hard enough to turn the point of the most adventurous pin.

در گوشه دیگر، میز سه گوش مذکور با یک کوسن سنجاق مخملی قرمز و بزرگ که به اندازه‌ای سخت بود که بتواند نوک جسورانه ترین سنجاق را برگرداند.

منبع: Anne of Green Gables (Original Version)

A few evenings after his dismissal from the church repairs, and before he had obtained any more work to do, he went to attend a meeting of the aforesaid committee.

چند شب پس از اخراج او از تعمیرات کلیسا و قبل از اینکه بتواند کار دیگری پیدا کند، برای شرکت در جلسه کمیته مذکور رفت.

منبع: Jude the Obscure (Part Two)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید