aftereffects

[ایالات متحده]/ˈæftərɛfɛkt/
[بریتانیا]/ˌæftərˈɛfɛkts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیامدها یا اثراتی که پس از وقوع یک رویداد باقی می‌مانند.

عبارات و ترکیب‌ها

aftereffects of stress

اثرات ناشی از استرس

deal with aftereffects

رسیدگی به اثرات جانبی

long-lasting aftereffects

اثرات جانبی طولانی مدت

severe aftereffects

اثرات جانبی شدید

avoid aftereffects

اجتناب از اثرات جانبی

study the aftereffects

مطالعه اثرات جانبی

understand the aftereffects

درک اثرات جانبی

minimize aftereffects

به حداقل رساندن اثرات جانبی

unexpected aftereffects

اثرات جانبی غیرمنتظره

جملات نمونه

the surgery had some aftereffects.

جراحی عوارض جانبی نیز داشت.

the medication can have unpleasant aftereffects.

این دارو ممکن است عوارض جانبی ناخوشاینی داشته باشد.

be aware of the potential aftereffects before taking this drug.

قبل از مصرف این دارو از عوارض جانبی احتمالی آگاه باشید.

the film's aftereffects lingered for days.

اثرات فیلم برای چند روز باقی ماند.

the accident had lasting aftereffects on his health.

حادثه تأثیرات طولانی‌مدتی بر سلامتی او داشت.

the stress of the job can have psychological aftereffects.

استرس شغل می تواند عوارض جانبی روانشناختی داشته باشد.

scientists are studying the long-term aftereffects of radiation exposure.

دانشمندان در حال مطالعه اثرات طولانی مدت قرار گرفتن در معرض تشعشع هستند.

the breakup had unexpected aftereffects on their friendship.

جدایی تأثیرات غیرمنتظره ای بر دوستی آنها داشت.

he was unaware of the potential aftereffects of his actions.

او از عوارض جانبی احتمالی اعمال خود آگاه نبود.

the therapy helped minimize the aftereffects of the trauma.

درمان به کاهش اثرات منفی تروما کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید