aggregated data
دادههای جمعآوری شده
aggregated sales
فروشهای جمعآوری شده
aggregated score
نمرههای جمعآوری شده
aggregated income
درآمدهای جمعآوری شده
aggregated views
نمایشهای جمعآوری شده
aggregated feedback
پیشنهادهای جمعآوری شده
aggregated reports
گزارشهای جمعآوری شده
aggregated risk
ریسکهای جمعآوری شده
aggregated performance
کاراییهای جمعآوری شده
we aggregated data from multiple sources to improve our analysis.
ما داده ها را از منابع متعددی جمع آوری کردیم تا تحلیل ما را بهبود بخشیم.
the company aggregated customer feedback to refine the product.
شرکت داده های بازخورد مشتریان را جمع آوری کرد تا محصول را بهبود دهد.
aggregated sales figures showed a significant increase in q4.
داده های فروش جمع آوری شده نشان داد که در فصل چهارم افزایش معناداری رخ داده است.
the research team aggregated survey responses for a comprehensive view.
تیم تحقیق داده های پاسخ های نظرسنجی را جمع آوری کرد تا یک نگاه جامع داشته باشند.
aggregated risk assessments help identify potential vulnerabilities.
ارزیابی های خطر جمع آوری شده به شناسایی آسیب پذیری های پتانسیل کمک می کنند.
we need to aggregate the reports before presenting them to the board.
ما باید گزارش ها را قبل از ارائه به هیئت مدیره جمع آوری کنیم.
the aggregated cost savings exceeded initial projections.
کاهش هزینه های جمع آوری شده فراتر از پیش بینی های اولیه بود.
aggregated user reviews provided valuable insights into customer satisfaction.
نظرات کاربران جمع آوری شده اطلاعات ارزشمندی درباره رضایت مشتریان فراهم کرد.
the system automatically aggregated the daily transaction data.
سیستم به طور خودکار داده های تراکنش روزانه را جمع آوری کرد.
aggregated market intelligence informed our strategic decisions.
اطلاعات بازار جمع آوری شده تصمیمات استراتژیک ما را اعلام کرد.
we aggregated the individual performance reports into a single document.
ما گزارش های عملکرد فردی را در یک فایل ترکیب کردیم.
aggregated data
دادههای جمعآوری شده
aggregated sales
فروشهای جمعآوری شده
aggregated score
نمرههای جمعآوری شده
aggregated income
درآمدهای جمعآوری شده
aggregated views
نمایشهای جمعآوری شده
aggregated feedback
پیشنهادهای جمعآوری شده
aggregated reports
گزارشهای جمعآوری شده
aggregated risk
ریسکهای جمعآوری شده
aggregated performance
کاراییهای جمعآوری شده
we aggregated data from multiple sources to improve our analysis.
ما داده ها را از منابع متعددی جمع آوری کردیم تا تحلیل ما را بهبود بخشیم.
the company aggregated customer feedback to refine the product.
شرکت داده های بازخورد مشتریان را جمع آوری کرد تا محصول را بهبود دهد.
aggregated sales figures showed a significant increase in q4.
داده های فروش جمع آوری شده نشان داد که در فصل چهارم افزایش معناداری رخ داده است.
the research team aggregated survey responses for a comprehensive view.
تیم تحقیق داده های پاسخ های نظرسنجی را جمع آوری کرد تا یک نگاه جامع داشته باشند.
aggregated risk assessments help identify potential vulnerabilities.
ارزیابی های خطر جمع آوری شده به شناسایی آسیب پذیری های پتانسیل کمک می کنند.
we need to aggregate the reports before presenting them to the board.
ما باید گزارش ها را قبل از ارائه به هیئت مدیره جمع آوری کنیم.
the aggregated cost savings exceeded initial projections.
کاهش هزینه های جمع آوری شده فراتر از پیش بینی های اولیه بود.
aggregated user reviews provided valuable insights into customer satisfaction.
نظرات کاربران جمع آوری شده اطلاعات ارزشمندی درباره رضایت مشتریان فراهم کرد.
the system automatically aggregated the daily transaction data.
سیستم به طور خودکار داده های تراکنش روزانه را جمع آوری کرد.
aggregated market intelligence informed our strategic decisions.
اطلاعات بازار جمع آوری شده تصمیمات استراتژیک ما را اعلام کرد.
we aggregated the individual performance reports into a single document.
ما گزارش های عملکرد فردی را در یک فایل ترکیب کردیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید