totaled

[ایالات متحده]/ˈtəʊtld/
[بریتانیا]/ˈtoʊtld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کامل; تمام
v. به یک کل رسیدن; جمع کردن
n. مقدار کل; (Total) یک نام خانوادگی; (Fr, Ger) Totals

عبارات و ترکیب‌ها

totaled car

خودروی آسیب‌دیده

totaled vehicle

وسیله نقلیه آسیب‌دیده

totaled insurance

بیمه آسیب‌دیده

totaled report

گزارش آسیب‌دیده

totaled damage

آسیب کلی

totaled costs

هزینه‌های کلی

totaled assessment

ارزیابی کلی

totaled valuation

ارزش‌گذاری کلی

totaled claim

ادعای کلی

totaled loss

خسارت کلی

جملات نمونه

the car was totaled in the accident.

ماشین در تصادف کاملاً از بین رفت.

she totaled her savings on the new house.

او تمام پس انداز خود را برای خانه جدید خرج کرد.

his expenses totaled more than he anticipated.

هزینه‌های او بیشتر از حد انتظارش بود.

the damage totaled thousands of dollars.

آسیب‌دیدگی‌ها هزینه‌ای معادل هزاران دلار داشت.

they totaled the scores after the game.

آنها امتیازات را پس از بازی جمع کردند.

the report totaled five pages.

گزارش شامل پنج صفحه بود.

her debts totaled a staggering amount.

بدهی‌های او به یک رقم سرسام‌آور رسید.

the expenses for the project totaled over a million.

هزینه‌های پروژه بیش از یک میلیون بود.

his bills totaled more than he could afford.

قبض‌های او بیشتر از آن چیزی بود که توانایی پرداخت آن را داشت.

they totaled the votes after the election.

آنها آرا را پس از انتخابات جمع کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید