agony

[ایالات متحده]/ˈæɡəni/
[بریتانیا]/ˈæɡəni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درد شدید جسمی یا روانی.
Word Forms
جمعagonies

عبارات و ترکیب‌ها

agony of

درد و رنج

in agony

در عذاب

agony aunt

عمه درد

جملات نمونه

an agony of doubt.

یک تشویش و تردید عمیق

He was in an agony of remorse.

او در عذاب ندامت بود.

I was in an agony of doubt.

من در تشویش و تردید عمیقی بودم.

the agony behind his decision to retire.

عذابی که پشت تصمیم او برای بازنشستگی بود.

His last agony was over.

آخرین عذاب او تمام شده بود.

He lay in agony until the doctor arrived.

او تا رسیدن دکتر در عذاب دراز کشید.

He endured agonies of loneliness and misery.

او عذابات تنهایی و بدبختی را تحمل کرد.

He suffered agonies from his arm.

او از دستش عذاب می‌کشید.

he grovelled in agony as the driver lashed him repeatedly.

او در حالی که راننده بارها او را می‌زد، در عذاب زاری می‌کرد.

The acceptance of the death agony in the flower of youth and in the flush of health turns intrepidity into frenzy.

پذیرش عذاب مرگ در شکوفایی جوانی و در اوج سلامتی، شجاعت را به جنون تبدیل می‌کند.

She asked the nurse how long her agony must last.

او از پرستار پرسید که عذابش چقدر باید طول بکشد.

He always piles on the agony when he has a cold; you’d think he was dying.

وقتی سرماخوردگی دارد همیشه عذاب را تشدید می‌کند؛ فکر می‌کنی دارد می‌میرد.

Her mild but speaking countenance manifested a strong sympathy in the anticipated agony of the suppositious sufferer.

چهره ملایم اما گویا او همدلی شدیدی با عذاب مورد انتظار رنج‌کش احتمالی نشان می‌داد.

All astasies,of love and anger,joys and agonies,and all the passions that plague man fron birth, are lapped at in unimpassioned earth.

همه اشکال عشق و خشم، شادی و عذاب، و همه احساساتی که انسان را از بدو تولد آزار می‌دهند، در زمین غیرمتعصبانه در بر گرفته شده‌اند.

نمونه‌های واقعی

He goes from agony to ecstasy!

او از رنج به لذت می رود!

منبع: Modern Family - Season 05

It ignores the agony that I went through for four long years.

این موضوع غفلگی از رنجی که من در طول چهار سال گذشته متحمل شدم، می کند.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

But the sanctions will likely cause even more agony for Venezuela.

اما احتمالاً تحریم‌ها باعث رنج بیشتری برای ونزوئلا خواهند شد.

منبع: NPR News February 2019 Compilation

Oh, I'm sorry. You must be in agony.

اوه، متاسفم. شما باید در رنج باشید.

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

That will ease the agony, but it won't make up for politicians' mistakes.

این باعث کاهش رنج می شود، اما جبران اشتباهات سیاستمداران را نخواهد کرد.

منبع: The Economist - Comprehensive

He has suffered agonies from his broken arm.

او از شکستگی بازو رنج های زیادی کشیده است.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

Forget it's in our hands to stop the agony

فراموش کنید که از عهده ماست که از رنج جلوگیری کنیم.

منبع: Discussing American culture.

" I've killed her, " she thought, in superstitious agony.

"من او را کشتم،" او در حالی که با وحشت و رنج فکر می کرد.

منبع: Gone with the Wind

Fire, for instance -- every nerve in agony.

آتش، به عنوان مثال - هر عصبی در رنج.

منبع: English little tyrant

A horse, its mouth agape in death agony, is spilling its guts.

اسبی با دهانی باز در رنج مرگ، در حال بیرون ریختن اندام های خود است.

منبع: The Power of Art - Pablo Picasso

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید