agreed-upon

[ایالات متحده]/[əˈɡriːd ʌpɒn]/
[بریتانیا]/[əˈɡriːd əˈpɒn]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طور م전ا یا متقابل توافق شده؛ پذیرفته شده توسط تمامی طرفین مرتبط؛ استاندارد یا مرسوم

عبارات و ترکیب‌ها

agreed-upon standard

استاندارد متعهد شده

agreed-upon time

زمان متعهد شده

agreed-upon price

قیمت متعهد شده

agreed-upon terms

شرایط متعهد شده

agreed-upon format

فرمت متعهد شده

an agreed-upon solution

یک راه‌حل متعهد شده

agreed-upon schedule

برنامه‌ریزی متعهد شده

having agreed-upon

داشتن متعهد شده

agreed-upon approach

رویکرد متعهد شده

the agreed-upon date

تاریخ متعهد شده

جملات نمونه

we have an agreed-upon price of $100 for the service.

ما قیمتی معین شده 100 دلار برای خدمات داریم.

the agreed-upon meeting time is 2:00 pm tomorrow.

زمان قرار ملاقات تعیین شده دو بعد از ظهر فردا است.

following the agreed-upon process is crucial for success.

پیروی از فرآیند تعیین شده برای موفقیت ضروری است.

there was an agreed-upon scope of work for the project.

برای پروژه محدوده کار تعیین شده ای وجود داشت.

the agreed-upon timeline extended to six months.

چارچوب زمانی تعیین شده به شش ماه گسترش یافت.

it's important to stick to the agreed-upon budget.

مهم است که به بودجه تعیین شده پایبند باشیم.

we need to finalize the agreed-upon terms and conditions.

ما نیاز داریم که شرایط و مقررات تعیین شده را نهایی کنیم.

the agreed-upon standard of quality was very high.

استاندارد کیفیت تعیین شده بسیار بالا بود.

let's review the agreed-upon roles and responsibilities.

ما باید نقش‌ها و مسئولیت‌های تعیین شده را مرور کنیم.

the team adhered to the agreed-upon communication channels.

تیم به کانال‌های ارتباطی تعیین شده پایبند بود.

we had an agreed-upon plan for handling emergencies.

ما یک برنامه تعیین شده برای مدیریت اضطراری داشتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید