air-powered drill
دستگاه فشاری چکش
air-powered tools
ابزارهای فشاری
using air-powered
استفاده از فشاری
air-powered wrench
مفتاح فشاری
air-powered impact
ضربه فشاری
new air-powered
فشاری جدید
air-powered system
سیستم فشاری
air-powered sprayer
پاش فشاری
air-powered hammer
چکش فشاری
he was air-powered
او فشاری بود
the air-powered drill made quick work of the concrete.
دستگاه فشار هوا گوشهبُر مکانیکی به سرعت کار خود را روی بتن انجام داد.
we used an air-powered wrench to tighten the bolts.
ما از یک گوشهبُر فشار هوا برای چکشدادن مهرهها استفاده کردیم.
the air-powered sprayer evenly coated the plants with fertilizer.
پاش گیاهان با فشار هوا به طور یکنواخت آنها را با کود پوشاند.
the construction site relied on several air-powered tools.
محل ساخت و ساز به چند دستگاه فشار هوا وابسته بود.
he preferred the power of an air-powered impact driver.
او به توانایی یک گوشهبُر ضربهای فشار هوا ترجیح میداد.
the air-powered nail gun fired nails with impressive speed.
پرچمگیر فشار هوا به سرعت چشمگیری پرچمها را انجام داد.
maintaining the air-powered equipment requires regular maintenance.
نگهداری از تجهیزات فشار هوا نیاز به نگهداری منظم دارد.
the air-powered scrubber cleaned the floor effectively.
دستگاه تمیز کننده فشار هوا به طور موثر زمین را تمیز کرد.
an air-powered buffer polished the car to a high shine.
دستگاه چرخ فشار هوا ماشین را به یک نور زیبای بالا چرخید.
the workshop had a dedicated air-powered system for all tools.
گاراژ یک سیستم فشار هوا اختصاصی برای تمام ابزارها داشت.
they demonstrated the efficiency of the new air-powered saw.
آنها کارایی ماشین حفاری فشار هوا جدید را نشان دادند.
air-powered drill
دستگاه فشاری چکش
air-powered tools
ابزارهای فشاری
using air-powered
استفاده از فشاری
air-powered wrench
مفتاح فشاری
air-powered impact
ضربه فشاری
new air-powered
فشاری جدید
air-powered system
سیستم فشاری
air-powered sprayer
پاش فشاری
air-powered hammer
چکش فشاری
he was air-powered
او فشاری بود
the air-powered drill made quick work of the concrete.
دستگاه فشار هوا گوشهبُر مکانیکی به سرعت کار خود را روی بتن انجام داد.
we used an air-powered wrench to tighten the bolts.
ما از یک گوشهبُر فشار هوا برای چکشدادن مهرهها استفاده کردیم.
the air-powered sprayer evenly coated the plants with fertilizer.
پاش گیاهان با فشار هوا به طور یکنواخت آنها را با کود پوشاند.
the construction site relied on several air-powered tools.
محل ساخت و ساز به چند دستگاه فشار هوا وابسته بود.
he preferred the power of an air-powered impact driver.
او به توانایی یک گوشهبُر ضربهای فشار هوا ترجیح میداد.
the air-powered nail gun fired nails with impressive speed.
پرچمگیر فشار هوا به سرعت چشمگیری پرچمها را انجام داد.
maintaining the air-powered equipment requires regular maintenance.
نگهداری از تجهیزات فشار هوا نیاز به نگهداری منظم دارد.
the air-powered scrubber cleaned the floor effectively.
دستگاه تمیز کننده فشار هوا به طور موثر زمین را تمیز کرد.
an air-powered buffer polished the car to a high shine.
دستگاه چرخ فشار هوا ماشین را به یک نور زیبای بالا چرخید.
the workshop had a dedicated air-powered system for all tools.
گاراژ یک سیستم فشار هوا اختصاصی برای تمام ابزارها داشت.
they demonstrated the efficiency of the new air-powered saw.
آنها کارایی ماشین حفاری فشار هوا جدید را نشان دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید