airhead

[ایالات متحده]/'eəhed/
[بریتانیا]/'ɛr'hɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پایگاه نظامی برای عملیات هوایی؛ شخص احمق یا احمق.
Word Forms
جمعairheads

جملات نمونه

She's such an airhead, always forgetting her keys.

او خیلی ساده‌لوحه، همیشه کلیدهایش را فراموش می‌کند.

Don't be such an airhead, pay attention to what I'm saying.

اینقدر ساده‌لوح نباش، به حرف‌هایم گوش کن.

He's a total airhead when it comes to directions.

وقتی صحبت از مسیرها می‌شود، او کاملاً ساده‌لوح است.

I can't believe I was such an airhead to trust him.

نمی‌توانم باور کنم که چه ساده‌لوحانه به او اعتماد کردم.

She may seem like an airhead, but she's actually very intelligent.

او ممکن است مثل یک آدم ساده‌لوح به نظر برسد، اما در واقعیت بسیار باهوش است.

Stop acting like an airhead and focus on the task at hand.

دست از انجام کارهایی مثل آدم ساده‌لوح بردار و روی کاری که در دست داری تمرکز کن.

I can't stand working with airheads who don't take their job seriously.

نمی‌توانم با آدم‌های ساده‌لوحی که کار خود را جدی نمی‌گیرند، کار کنم.

Being an airhead won't get you far in life.

ساده‌لوح بودن شما را در زندگی به جایی نخواهد رساند.

She's always been a bit of an airhead, but we love her anyway.

او همیشه کمی ساده‌لوح بوده، اما ما با این وجود او را دوست داریم.

I felt like such an airhead after making that silly mistake.

بعد از مرتکب شدن آن اشتباه احمقانه، احساس کردم چه آدم ساده‌لوحی بودم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید