bunch of airheads
گروهی از فریبگرها
calling airheads
تماس با فریبگرها
those airheads
این فریبگرها
airheads everywhere
فریبگرها در همه جا
dealing with airheads
تعامل با فریبگرها
total airheads
کل فریبگرها
airhead behavior
رفتار فریبگر
stop airheads
توقف فریبگرها
like airheads
مثل فریبگرها
meet airheads
مقابل فریبگرها
the class was full of airheads who didn't understand the lecture.
کلاس پر از افرادی بود که درس را نمیفهمیدند.
don't trust him; he's a total airhead and will mess things up.
به او اعتماد نکن؛ او کاملاً یک سرخوش است و چیزها را به هم میریزد.
she dated an airhead in college, but thankfully it didn't last long.
او در دانشگاه با یک سرخوش رابطه داشت، اما به خوش بختی این رابطه طولانی نبود.
i need to find a serious partner, not another airhead.
من نیاز دارم یک شریک جدی پیدا کنم، نه یک سرخوش دیگر.
he acted like an airhead to get her attention.
او به گونهای سرخوش رفتار کرد تا توجه او را جلب کند.
the movie was full of silly airheads and predictable plot twists.
فیلم پر از سرخوشهای بی sense و پیشبینیشده بود.
stop being an airhead and pay attention to what's happening!
دیگر به عنوان یک سرخوش رفتار کن و به آنچه در حال اتفاق افتادن است توجه کن!
he's such an airhead; he forgot his wallet at home again.
او چنین سرخوشی است؛ دوباره چکخیابانش را در خانه فراموش کرد.
she called him an airhead after he made a ridiculous mistake.
پس از اینکه او یک خطا بیsense انجام داد، او را سرخوش نامید.
the team needs more than just airheads to win the championship.
تیم نیاز به چیزی بیشتر از سرخوشها برای برنزی شدن دارد.
he's constantly making airhead decisions without thinking them through.
او به طور مداوم تصمیماتی سرخوش گرفته که بدون اینکه آنها را به دقت فکر کند.
bunch of airheads
گروهی از فریبگرها
calling airheads
تماس با فریبگرها
those airheads
این فریبگرها
airheads everywhere
فریبگرها در همه جا
dealing with airheads
تعامل با فریبگرها
total airheads
کل فریبگرها
airhead behavior
رفتار فریبگر
stop airheads
توقف فریبگرها
like airheads
مثل فریبگرها
meet airheads
مقابل فریبگرها
the class was full of airheads who didn't understand the lecture.
کلاس پر از افرادی بود که درس را نمیفهمیدند.
don't trust him; he's a total airhead and will mess things up.
به او اعتماد نکن؛ او کاملاً یک سرخوش است و چیزها را به هم میریزد.
she dated an airhead in college, but thankfully it didn't last long.
او در دانشگاه با یک سرخوش رابطه داشت، اما به خوش بختی این رابطه طولانی نبود.
i need to find a serious partner, not another airhead.
من نیاز دارم یک شریک جدی پیدا کنم، نه یک سرخوش دیگر.
he acted like an airhead to get her attention.
او به گونهای سرخوش رفتار کرد تا توجه او را جلب کند.
the movie was full of silly airheads and predictable plot twists.
فیلم پر از سرخوشهای بی sense و پیشبینیشده بود.
stop being an airhead and pay attention to what's happening!
دیگر به عنوان یک سرخوش رفتار کن و به آنچه در حال اتفاق افتادن است توجه کن!
he's such an airhead; he forgot his wallet at home again.
او چنین سرخوشی است؛ دوباره چکخیابانش را در خانه فراموش کرد.
she called him an airhead after he made a ridiculous mistake.
پس از اینکه او یک خطا بیsense انجام داد، او را سرخوش نامید.
the team needs more than just airheads to win the championship.
تیم نیاز به چیزی بیشتر از سرخوشها برای برنزی شدن دارد.
he's constantly making airhead decisions without thinking them through.
او به طور مداوم تصمیماتی سرخوش گرفته که بدون اینکه آنها را به دقت فکر کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید