alacrity

[ایالات متحده]/ə'lækrɪtɪ/
[بریتانیا]/ə'lækrəti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرعت عمل; اشتیاق; تمایل.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

with alacrity

با سرعت و اشتیاق

respond with alacrity

با سرعت و اشتیاق پاسخ دهید

جملات نمونه

She accepted the challenge with alacrity.

او چالش را با سرعت و اشتیاق پذیرفت.

He tackled the project with alacrity.

او پروژه را با سرعت و اشتیاق انجام داد.

The team responded to the new task with alacrity.

تیم به سرعت و با اشتیاق به وظیفه جدید پاسخ داد.

The students showed alacrity in volunteering for the event.

دانشجویان با سرعت و اشتیاق در داوطلب شدن برای رویداد شرکت کردند.

I appreciate your alacrity in completing the task.

من از سرعت و اشتیاق شما در انجام وظیفه قدردانی می کنم.

She moved with alacrity to help the elderly woman.

او با سرعت و اشتیاق برای کمک به زن مسن به حرکت درآمد.

The company's alacrity in adapting to market changes is commendable.

سرعت و اشتیاق شرکت در انطباق با تغییرات بازار قابل تحسین است.

He responded to the emergency with alacrity.

او با سرعت و اشتیاق به وضعیت اضطراری پاسخ داد.

The team worked with alacrity to meet the deadline.

تیم با سرعت و اشتیاق برای رسیدن به مهلت مقرر کار کرد.

Her alacrity in learning new skills is impressive.

سرعت و اشتیاق او در یادگیری مهارت های جدید قابل تحسین است.

نمونه‌های واقعی

" Won't I! " said Laurie, with alacrity.

"- نمی‌توانم!" لوری با سرعت و اشتیاق گفت.

منبع: Little Women (Bilingual Edition)

Yes, he had no engagement at all for tomorrow; and her invitation was accepted with alacrity.

بله، او اصلاً هیچ برنامه ای برای فردا نداشت؛ و دعوت او با سرعت و اشتیاق پذیرفته شد.

منبع: Pride and Prejudice (Original Version)

The rest of the class stepped up to the recitation with alacrity, and appeared happy and contented.

بقیه کلاس با سرعت و اشتیاق به تلاوت پرداختند و خوشحال و راضی به نظر می رسیدند.

منبع: Original Chinese Language Class in American Elementary Schools

I think Mrs.Strickland was glad to show me her children, and she accepted my invitation with alacrity.

به نظر من خانم استرایک‌لند از نشان دادن فرزندانش به من خوشحال بود و دعوت من را با سرعت و اشتیاق پذیرفت.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

The boy, who clearly had had too much of a good thing, marched away into the shadows with alacrity.

پسری که به وضوح زیاده روی کرده بود، با سرعت و اشتیاق به سمت سایه ها راه رفت.

منبع: Returning Home

" Which way" ? asked Jude with alacrity.

"- کدام راه؟" جود با سرعت و اشتیاق پرسید.

منبع: The Unnamed Jude (Middle)

'By all means, ' observed Mr. Bumble, with great alacrity.

"البته،" آقای بامبل با سرعت و اشتیاق گفت.

منبع: Oliver Twist (Original Version)

" Spinach? ha! HA" ! said he, and accompanied her with alacrity.

«اسفناج؟ ها! ها! » او گفت و با سرعت او را همراهی کرد.

منبع: Peter Rabbit and His Friends (Part 1)

" Thank you, thank you" ! cried both gentlemen, following with great alacrity.

«متشکرم، متشکرم!» هر دو جنتلمن فریاد زدند و با سرعت زیاد دنبال او رفتند.

منبع: Blooming Roses (Part 1)

" I'll go with you, " said Mr. Brooke, starting up with alacrity.

«من با شما خواهم رفت،» آقای بروک گفت و با سرعت شروع به حرکت کرد.

منبع: Middlemarch (Part Five)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید