reluctance

[ایالات متحده]/rɪˈlʌktəns/
[بریتانیا]/rɪˈlʌktəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بی‌میلی; تردید
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

reluctance motor

موتور اکتریکی

reluctance generator

ژنراتور عدم تمایل

جملات نمونه

show reluctance to do sth.

نشان دادن اکراه برای انجام کاری

my reluctance to stick a label on myself politically.

تمایل من به برچسب زدن به خودم از نظر سیاسی.

she sensed his reluctance to continue.

او اکراه او برای ادامه را حس کرد.

she felt miserably self-critical for her reluctance to go.

او به طرز غم انگیزی خود را به خاطر اکراه خود برای رفتن سرزنش می کرد.

other countries don't share our reluctance to eat goat meat.

سایر کشورها با اکراه ما برای خوردن گوشت گوسفند موافق نیستند.

These political tensions explain the reluctance of financiers to invest in the region.

این تنش‌های سیاسی توضیح می‌دهد که چرا واسطه‌داران تمایلی به سرمایه‌گذاری در این منطقه ندارند.

They point to Seoul's reluctance to endorse HSBC's acquisition of Korea Exchange Bank as one sign of frostiness.

آنها به اکراه سئول در تأیید خرید و تملک بانک کره اکسچنج توسط HSBC به عنوان یکی از علائم سردی اشاره می‌کنند.

The method of calculating microstepping currents for variable reluctance stepping motor with equal microstep angle was described when motor torque characteristics were sinusoidal shapes.

روش محاسبه جریان های میکرو استپ برای موتور پله ای با مقاومت متغیر با زاویه میکرو استپ مساوی، زمانی که مشخصات گشتاور موتور شکل سینوسی داشت، شرح داده شد.

نمونه‌های واقعی

Nearly everywhere Agassiz encountered an unyielding reluctance to accept his theories.

تقریباً همه جا، اغاسی با اکراه شدید و عدم تمایل به پذیرش نظریاتش روبرو شد.

منبع: A Brief History of Everything

So there's a reluctance again to sort of get involved.

بنابراین دوباره اکراهی وجود دارد که بخواهیم درگیر شویم.

منبع: Financial Times

Don't pretend Mary's sudden reluctance can't be traced back to you.

ادعا نکنید که نمی‌توان اکراه ناگهانی مری را به شما نسبت داد.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 1

Yes, he agreed, much as Kaiser Bill agreed to abdicate with the greatest possible reluctance.

بله، او موافقت کرد، درست مانند اینکه کایزر ویلی با اکراه فراوان با کناره‌شدن موافقت کرد.

منبع: Downton Abbey (Audio Version) Season 4

The man regarded her with tender reluctance, but stopped them.

مرد با اکراهی ملایم به او نگاه کرد، اما از ادامه آن جلوگیری کرد.

منبع: Returning Home

Yes he did but at the same time it was there was always a reluctance about him.

بله، او این کار را انجام داد، اما در همان زمان همیشه در مورد او اکراهی وجود داشت.

منبع: VOA Standard English_Africa

But there's still a great reluctance among NATO allies to risk direct conflict between NATO and Russia.

اما هنوز هم اکراهت زیادی در میان متحدان ناتو برای به خطر انداختن درگیری مستقیم بین ناتو و روسیه وجود دارد.

منبع: NPR News March 2022 Compilation

You know, I understand the source of your reluctance.

می‌دانید، من منبع اکراه شما را درک می‌کنم.

منبع: Billions Season 1

But there is still a reluctance within the UK government even to identify ultra-processed food as a problem.

اما هنوز هم اکراهت در دولت بریتانیایی وجود دارد، حتی برای شناسایی غذاهای فوق‌العاده فرآوری شده به عنوان یک مشکل.

منبع: The Guardian (Article Version)

Despite initial reluctance, colonizers eventually began cultivating — and popping — corn.

با وجود اکراه اولیه، مهاجمان در نهایت شروع به کشت - و پف کردن - ذرت کردند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید