alchemical

[ایالات متحده]/æl'kemikəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به کیمیاگری; مربوط به عمل کیمیاگری

عبارات و ترکیب‌ها

alchemical process

فرآیند کیمیاگری

جملات نمونه

Her alchemical skills transformed ordinary ingredients into a powerful potion.

مهارت‌های شیمیایی او مواد اولیه معمولی را به یک معجون قدرتمند تبدیل کرد.

The alchemical process involves a series of intricate steps.

فرآیند شیمیایی شامل مجموعه‌ای از مراحل پیچیده است.

The alchemical symbol for gold is often associated with wealth and prosperity.

نماد شیمیایی طلا اغلب با ثروت و رفاه مرتبط است.

Many ancient cultures believed in the power of alchemical transformations.

فرهنگ‌های باستانی زیادی به قدرت تحولات شیمیایی باور داشتند.

Alchemy was once considered a mystical and alchemical art.

شیمیایی زمانی هنر عرفانی و شیمیایی در نظر گرفته می‌شد.

The alchemical process was shrouded in secrecy and mystery.

فرآیند شیمیایی در غبار محصوصات و رمز و راز پنهان بود.

He delved into the world of alchemical research in search of the philosopher's stone.

او در جستجوی سنگ فیلسوف به دنیای تحقیقات شیمیایی پرداخت.

The alchemical manuscript was filled with cryptic symbols and diagrams.

نسخه خطی شیمیایی پر از نمادها و نمودارهای رمزآلود بود.

The alchemical laboratory was a place of experimentation and discovery.

آزمایشگاه شیمیایی مکانی برای آزمایش و کشف بود.

Her alchemical talents were renowned throughout the kingdom.

مهارت‌های شیمیایی او در سراسر پادشاهی مشهور بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید