alkaliphobia

[ایالات متحده]/[ˌæl.kəˈlaɪ.fə.bi.ə]/
[بریتانیا]/[ˌæl.kəˈlaɪ.foʊ.bi.ə]/

ترجمه

n. ترس از مواد قلیایی یا مواد قلیایی؛ نفرت یا اجتناب از مواد قلیایی.

عبارات و ترکیب‌ها

alkaliphobia diagnosis

تشخیص آلکالی‌فوبلیا

experiencing alkaliphobia

تجربه آلکالی‌فوبلیا

alkaliphobia symptoms

симptom‌های آلکالی‌فوبلیا

severe alkaliphobia

آلکالی‌فوبلیا شدید

alkaliphobia test

آزمایش آلکالی‌فوبلیا

diagnosing alkaliphobia

تشخیص آلکالی‌فوبلیا

alkaliphobia treatment

درمان آلکالی‌فوبلیا

fear alkaliphobia

ترس از آلکالی‌فوبلیا

alkaliphobia cases

موارد آلکالی‌فوبلیا

suffering alkaliphobia

کشیدن به آلکالی‌فوبلیا

جملات نمونه

his alkaliphobia prevented him from trying the new alkaline water.

فوبیای او نسبت به بازی‌های قلیایی باعث شد که از تجربه آب قلیایی جدید خودداری کند.

she experienced a sudden onset of alkaliphobia during the chemistry experiment.

او در حین آزمایش شیمی، به ناگهان فوبیای قلیایی را تجربه کرد.

the therapist suggested coping strategies to manage his debilitating alkaliphobia.

درمانگر راهکارهای مقابله‌ای را پیشنهاد کرد تا بتواند فوبیای قلیایی‌اش را کنترل کند.

understanding the root of her alkaliphobia was crucial for effective treatment.

درک ریشه فوبیای قلیایی او برای درمان مؤثر ضروری بود.

he demonstrated a strong alkaliphobia, refusing to even taste the solution.

او نشان داد که فوبیای قلیایی قوی‌ای دارد و حتی از چشیدن محلول هم پرهیز می‌کند.

the study investigated the prevalence of alkaliphobia within the population.

این مطالعه شیوع فوبیای قلیایی در جمعیت را مورد بررسی قرار داد.

despite reassurance, his alkaliphobia remained a significant barrier.

در این‌بین، فوبیای قلیایی او باقی ماند و یک مانع مهم بود.

alkaliphobia can significantly impact a person's dietary choices.

فوبیای قلیایی می‌تواند به طور قابل توجهی روی انتخابات غذایی فرد تأثیر بگذارد.

the researchers explored the psychological factors contributing to alkaliphobia.

پژوهشگران عوامل روانشناختی مرتبط با فوبیای قلیایی را بررسی کردند.

she sought professional help to overcome her persistent alkaliphobia.

او به کمک متخصص‌اند تا از فوبیای قلیایی‌اش که به طور مکرر وجود داشت، پایلوت کند.

his alkaliphobia stemmed from a childhood experience with a strong base.

فوبیای قلیایی او از تجربه‌ای در کودکی با یک پایه قوی ناشی شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید