allegorically speaking
در حال حاضر به صورت استعاری
think allegorically
به صورت استعاری فکر کنید
allegorically represented
به صورت استعاری نشان داده شده است
allegorically portrayed
به صورت استعاری به تصویر کشیده شده است
interpret allegorically
به صورت استعاری تفسیر کنید
the politician spoke allegorically about the need for unity.
سیاستمدار در مورد نیاز به وحدت به صورت استعاری صحبت کرد.
he interpreted her words allegorically, searching for deeper meaning.
او کلمات او را به صورت استعاری تفسیر کرد و به دنبال معنای عمیقتری بود.
the novel uses allegory to explore complex social issues allegorically.
رمان از استعاره برای بررسی مسائل اجتماعی پیچیده به صورت استعاری استفاده میکند.
dreams can be understood allegorically, representing our unconscious desires.
میتوان رویاها را به صورت استعاری درک کرد و نشاندهنده خواستههای ناخودآگاه ما هستند.
the artist painted a scene allegorically, using symbolism to convey her message.
هنرمند صحنهای را به صورت استعاری نقاشی کرد و از نمادگرایی برای انتقال پیام خود استفاده کرد.
she explained the situation allegorically, using a story about a lost sheep.
او وضعیت را به صورت استعاری توضیح داد و از داستانی در مورد یک گوسفند گمشده استفاده کرد.
the teacher encouraged students to think allegorically about the poem's themes.
معلم از دانشآموزان خواست تا به صورت استعاری در مورد موضوعات شعر فکر کنند.
the film used allegory to explore the dangers of conformity allegorically.
فیلم از استعاره برای بررسی خطرات انطباق به صورت استعاری استفاده کرد.
he approached the problem allegorically, using metaphors and symbolism.
او به صورت استعاری به مشکل پرداخت و از استعارات و نمادگرایی استفاده کرد.
allegorically speaking
در حال حاضر به صورت استعاری
think allegorically
به صورت استعاری فکر کنید
allegorically represented
به صورت استعاری نشان داده شده است
allegorically portrayed
به صورت استعاری به تصویر کشیده شده است
interpret allegorically
به صورت استعاری تفسیر کنید
the politician spoke allegorically about the need for unity.
سیاستمدار در مورد نیاز به وحدت به صورت استعاری صحبت کرد.
he interpreted her words allegorically, searching for deeper meaning.
او کلمات او را به صورت استعاری تفسیر کرد و به دنبال معنای عمیقتری بود.
the novel uses allegory to explore complex social issues allegorically.
رمان از استعاره برای بررسی مسائل اجتماعی پیچیده به صورت استعاری استفاده میکند.
dreams can be understood allegorically, representing our unconscious desires.
میتوان رویاها را به صورت استعاری درک کرد و نشاندهنده خواستههای ناخودآگاه ما هستند.
the artist painted a scene allegorically, using symbolism to convey her message.
هنرمند صحنهای را به صورت استعاری نقاشی کرد و از نمادگرایی برای انتقال پیام خود استفاده کرد.
she explained the situation allegorically, using a story about a lost sheep.
او وضعیت را به صورت استعاری توضیح داد و از داستانی در مورد یک گوسفند گمشده استفاده کرد.
the teacher encouraged students to think allegorically about the poem's themes.
معلم از دانشآموزان خواست تا به صورت استعاری در مورد موضوعات شعر فکر کنند.
the film used allegory to explore the dangers of conformity allegorically.
فیلم از استعاره برای بررسی خطرات انطباق به صورت استعاری استفاده کرد.
he approached the problem allegorically, using metaphors and symbolism.
او به صورت استعاری به مشکل پرداخت و از استعارات و نمادگرایی استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید