alleviates

[ایالات متحده]/əˈlɪˌvieɪts/
[بریتانیا]/əlˈiːvɪˌeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را کمتر شدید یا شدیدتر کردن؛ اثرات چیزی را آسان یا کاهش دادن.

عبارات و ترکیب‌ها

alleviates stress

کاهش استرس

alleviates symptoms

کاهش علائم

alleviates pain

کاهش درد

alleviates anxiety

کاهش اضطراب

exercise alleviates tension

ورزش باعث کاهش تنش می‌شود

جملات نمونه

the new policy alleviates traffic congestion.

سیاست جدید باعث کاهش تراکم ترافیک می‌شود.

exercise alleviates stress and anxiety.

ورزش استرس و اضطراب را کاهش می‌دهد.

this medication alleviates pain effectively.

این دارو به طور موثر درد را کاهش می‌دهد.

the therapist's words alleviated her fears.

کلمات درمانگر ترس‌های او را کاهش داد.

his understanding nature alleviates the situation.

طبع مهربان و درک اوضاع را کاهش می‌دهد.

the news alleviates our worries about the project.

این خبر نگرانی‌های ما را در مورد پروژه کاهش می‌دهد.

the support group alleviates her loneliness.

گروه پشتیبانی باعث کاهش تنهایی او می‌شود.

music often alleviates sadness and grief.

اغراقاً موسیقی باعث کاهش غم و اندوه می‌شود.

a good night's sleep alleviates fatigue.

خوابیدن یک شب خوب باعث کاهش خستگی می‌شود.

the government's actions are intended to alleviate poverty.

اقدامات دولت برای کاهش فقر طراحی شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید