| جمع | alleys |
narrow alley
کوچه باریک
dark alley
کوچه تاریک
dead-end alley
کوچه بنبست
alley cat
گربهکوچهای
blind alley
کوچه کور
bowling alley
سالن بولینگ
back alley
پسکوچه
an alley for lawn bowling.
یک گذرگاه برای بولینگ چمن
darkly menacing alleys
پسکوچههای ترسناک و تهدیدآمیز
I was ready to sly out the alley door.
من آماده بودم تا با زیرکی از در کوچه بیرون بروم.
a fence that screens the alley;
یک نرده که کوچه را پنهان میکند;
prowled the alleys of the city after dark.
پس از تاریکی شب در کوچه های شهر گشتند.
a warren of narrow, dark alleys and side streets.
یک هزارتوی باریک، تاریک کوچه ها و خیابان های فرعی.
I followed him through a maze of narrow alleys.
من او را از طریق هزارتوئی از کوچه های باریک دنبال کردم.
Our first experiment was a blind alley, but the second one gave us very promising results.
اولین آزمایش ما یک بنبست بود، اما دومین آزمایش نتایج بسیار امیدوارکنندهای به ما داد.
There are stadiums, museums, theater, dancery, bowling alley and sauna center etc.in the county.
در این شهرستان استادیوم ها، موزه ها، تئاتر، رقص، سالن بولینگ و مرکز سونا و غیره وجود دارد.
Minutes after Mr.Rebete ticketed the urinator he caught in the alley, another suspect headed the same way.
چند دقیقه پس از اینکه آقای رابیت فردی که در کوچه ادرار کرده بود را جریمه کرد، مظنون دیگری به همان سمت رفت.
Luke Medlin, who was sweeping the alley for booby traps as Marine Gunner John Daly covered him from behind when the Taliban struck.
لوک مدلین که در حال پاک کردن کوچه برای تله انفجاری بود، در حالی که تفنگدار دریایی جان دالی از پشت سر او محافظت می کرد، زمانی که طالبان حمله کرد.
Ross drove aimlessly through the outer suburbs, sharing the wide, wet road with the occasional noctambulant alley cat, a carload of cheering carousers, and electric mini-van delivering milk.
روس بیهدف از حومه شهر عبور کرد و جاده پهن و خیس را با گربههای ولگرد شبگرد، ماشینهایی پر از مهمانیهای شاد و یک ون کوچک برقی که شیر تحویل میداد، به اشتراک گذاشت.
narrow alley
کوچه باریک
dark alley
کوچه تاریک
dead-end alley
کوچه بنبست
alley cat
گربهکوچهای
blind alley
کوچه کور
bowling alley
سالن بولینگ
back alley
پسکوچه
an alley for lawn bowling.
یک گذرگاه برای بولینگ چمن
darkly menacing alleys
پسکوچههای ترسناک و تهدیدآمیز
I was ready to sly out the alley door.
من آماده بودم تا با زیرکی از در کوچه بیرون بروم.
a fence that screens the alley;
یک نرده که کوچه را پنهان میکند;
prowled the alleys of the city after dark.
پس از تاریکی شب در کوچه های شهر گشتند.
a warren of narrow, dark alleys and side streets.
یک هزارتوی باریک، تاریک کوچه ها و خیابان های فرعی.
I followed him through a maze of narrow alleys.
من او را از طریق هزارتوئی از کوچه های باریک دنبال کردم.
Our first experiment was a blind alley, but the second one gave us very promising results.
اولین آزمایش ما یک بنبست بود، اما دومین آزمایش نتایج بسیار امیدوارکنندهای به ما داد.
There are stadiums, museums, theater, dancery, bowling alley and sauna center etc.in the county.
در این شهرستان استادیوم ها، موزه ها، تئاتر، رقص، سالن بولینگ و مرکز سونا و غیره وجود دارد.
Minutes after Mr.Rebete ticketed the urinator he caught in the alley, another suspect headed the same way.
چند دقیقه پس از اینکه آقای رابیت فردی که در کوچه ادرار کرده بود را جریمه کرد، مظنون دیگری به همان سمت رفت.
Luke Medlin, who was sweeping the alley for booby traps as Marine Gunner John Daly covered him from behind when the Taliban struck.
لوک مدلین که در حال پاک کردن کوچه برای تله انفجاری بود، در حالی که تفنگدار دریایی جان دالی از پشت سر او محافظت می کرد، زمانی که طالبان حمله کرد.
Ross drove aimlessly through the outer suburbs, sharing the wide, wet road with the occasional noctambulant alley cat, a carload of cheering carousers, and electric mini-van delivering milk.
روس بیهدف از حومه شهر عبور کرد و جاده پهن و خیس را با گربههای ولگرد شبگرد، ماشینهایی پر از مهمانیهای شاد و یک ون کوچک برقی که شیر تحویل میداد، به اشتراک گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید