allocate

[ایالات متحده]/ˈæləkeɪt/
[بریتانیا]/ˈæləkeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. اختصاص دادن; جدا کردن; قرار دادن در یک مکان خاص
vi. توزیع کردن; مشخص کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردallocates
زمان گذشتهallocated
قسمت سوم فعلallocated
صفت یا فعل حال استمراریallocating

عبارات و ترکیب‌ها

allocate resources

تخصیص منابع

allocate funds

تخصیص بودجه

allocate budget

تخصیص بودجه

allocate time

تخصیص زمان

allocate tasks

تخصیص وظایف

allocate for

تخصیص برای

جملات نمونه

it is futile to allocate blame for this.

تلاش برای متهم کردن کسی در این مورد بی‌فایده است.

We must allocate the money.

ما باید پول را تخصیص دهیم.

a budget to allocate w.e.f. 1st April.

بودجه‌ای برای تخصیص از تاریخ اول آوریل.

You must allocate the money carefully.

شما باید پول را با دقت تخصیص دهید.

allocate a room to be used for storage.

یک اتاق برای استفاده به عنوان فضای ذخیره‌سازی تخصیص دهید.

allocated time for recreation;

زمان تعیین شده برای تفریح;

usurped the throne. See also Synonyms at allocate ,fit 1

تصرف تاج و تخت کرد. همچنین به مترادف‌ها در allocate , fit 1 مراجعه کنید.

We've allocated a sum of money to education.

ما مبلغی پول را به آموزش اختصاص داده‌ایم.

The first template parameter is the type of object to allocate/deallocate.

پارامتر الگو اول نوع شیئی است که باید تخصیص/آزاد شود.

That space has been allocated for a new hospital.

آن فضا برای ساخت بیمارستان جدید در نظر گرفته شده است.

They allocated funds for the new school.

آنها بودجه‌ای برای مدرسه جدید تخصیص دادند.

allocate rations for a week-long camping trip.

تخصیص رationen برای یک سفر کمپینگ یک هفته‌ای.

the authorities allocated 50,000 places to refugees.

مقامات 50000 جایگاه را به آوارگان اختصاص دادند.

points were allocated according to the inadequacy of the existing accommodation.

امتیازها بر اساس ناکافی بودن محل اقامت موجود تخصیص داده شد.

More funds will now be allocated to charitable organizations.

اکنون بودجه بیشتری به سازمان‌های خیریه اختصاص خواهد یافت.

Local authorities have to learn to allocate resources efficiently.

مقامات محلی باید یاد بگیرند که منابع را به طور موثر تخصیص دهند.

A portion of the budget was allocated for the education of each student. See also Synonyms at attribute

بخشی از بودجه برای آموزش هر دانش آموز اختصاص داده شد. همچنین به مترادف‌ها در attribute مراجعه کنید.

wrapup():is used for displaying final results and releases resources that were allocated during execution.

wrapup(): برای نمایش نتایج نهایی و آزاد کردن منابعی که در طول اجرا تخصیص داده شده‌اند، استفاده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید