hoard

[ایالات متحده]/hɔːd/
[بریتانیا]/hɔːrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انباشت یا ذخیره پول، غذا یا سایر اقلام ارزشمند
vt. & vi. انباشت و ذخیره (چیزی)
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریhoarding
شکل سوم شخص مفردhoards
زمان گذشتهhoarded
جمعhoards
قسمت سوم فعلhoarded

عبارات و ترکیب‌ها

amass a hoard

گردآوری انبوه

hoard of treasure

انبوه گنج

جملات نمونه

a hoard of Romano-British bronzes.

انبار مجسمه‌های برنزی رومی-بریتانیایی

speculative hoarding of scarce supplies

نگهداری حدودی از مواد غذایی کمیاب

he came back to rescue his little hoard of gold.

او برای نجات انبوه کوچک طلای خود بازگشت.

a hoard of secret information about his work.

انبوه اطلاعات سری درباره کارش.

many of the boat people had hoarded rations.

بسیاری از مردم قایق‌ران مواد غذایی را انبار کرده بودند.

thousands of antiques hoarded by a compulsive collector.

هزاران عتیقه که توسط یک کلکسیونر اجباری جمع‌آوری شده است.

He kept a little hoard of chocolates in his top drawer.

او انبوه کوچکی از شکلات‌ها را در کشوی بالایی خود نگه داشت.

She hoards her money — she never spends it.

او پول خود را انبار می‌کند - هرگز آن را خرج نمی‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید