alluvium

[ایالات متحده]/ə'l(j)uːvɪəm/
[بریتانیا]/ə'lʊvɪəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رسوب ماسه، گل و غیره که توسط آب در حال جریان حمل می‌شود
Word Forms
جمعalluviums

جملات نمونه

The river deposited alluvium along its banks.

رودخانه رسوبات سیلتی را در امتداد سواحل خود ته‌نشین کرد.

Farmers often use alluvium for agriculture.

کشاورزان اغلب از رسوبات سیلتی برای کشاورزی استفاده می‌کنند.

Alluvium can contain a mixture of sand, silt, and clay.

رسوبات سیلتی می‌تواند حاوی ترکیبی از ماسه، رس و خاک رس باشد.

Mining activities can disrupt alluvium deposits.

فعالیت‌های معدنی می‌تواند باعث برهم خوردن رسوبات سیلتی شود.

Alluvium plays a role in shaping river landscapes.

رسوبات سیلتی در شکل‌دهی چشم‌اندازهای رودخانه‌ای نقش دارد.

Geologists study the composition of alluvium to understand land formations.

زمین‌شناسان ترکیب رسوبات سیلتی را برای درک ساختارهای زمین مطالعه می‌کنند.

Alluvium is often found in floodplains.

رسوبات سیلتی اغلب در دشت‌های سیلابی یافت می‌شوند.

The alluvium layer can be several meters thick.

لایه رسوبات سیلتی می‌تواند چندین متر ضخامت داشته باشد.

Construction projects may require the removal of alluvium.

پروژه‌های ساختمانی ممکن است نیاز به برداشت رسوبات سیلتی داشته باشند.

Alluvium can provide fertile soil for agriculture.

رسوبات سیلتی می‌تواند خاک حاصلخیزی برای کشاورزی فراهم کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید