| جمع | aluminums |
aluminum foil
فویل آلومینیومی
aluminum siding
روکش آلومینیومی
aluminum cans
قوطههای آلومینیومی
aluminum alloy
آلیاژ آلومینیوم
aluminum oxide
آلومینیوم اکسید
aluminum cookware
وسایل آشپزی آلومینیومی
aluminum window frame
قاب پنجره آلومینیومی
aluminum ladder
نردبان آلومینیومی
aluminum wire
سیم آلومینیومی
aluminum sculpture
مجسمه آلومینیومی
the can is made of aluminum.
قوطی از جنس آلومینیوم است.
aluminum is a lightweight metal.
آلومینیوم یک فلز سبک است.
they used aluminum foil to wrap the food.
آنها از فویل آلومینیومی برای بستهبندی غذا استفاده کردند.
the airplane's wings are made of aluminum alloy.
بالهای هواپیما از آلیاژ آلومینیوم ساخته شدهاند.
aluminum is highly conductive.
آلومینیوم رسانایی بالایی دارد.
he bought an aluminum pot for cooking.
او یک قابلمه آلومینیومی برای پخت و پز خرید.
the sculpture was made from recycled aluminum.
مجسمه از آلومینیوم بازیافت شده ساخته شده بود.
aluminum cans can be recycled.
قوطیهای آلومینیومی قابل بازیافت هستند.
she used aluminum paint for the project.
او برای پروژه از رنگ آلومینیومی استفاده کرد.
the window frame was made of aluminum.
قاب پنجره از آلومینیوم ساخته شده بود.
aluminum foil
فویل آلومینیومی
aluminum siding
روکش آلومینیومی
aluminum cans
قوطههای آلومینیومی
aluminum alloy
آلیاژ آلومینیوم
aluminum oxide
آلومینیوم اکسید
aluminum cookware
وسایل آشپزی آلومینیومی
aluminum window frame
قاب پنجره آلومینیومی
aluminum ladder
نردبان آلومینیومی
aluminum wire
سیم آلومینیومی
aluminum sculpture
مجسمه آلومینیومی
the can is made of aluminum.
قوطی از جنس آلومینیوم است.
aluminum is a lightweight metal.
آلومینیوم یک فلز سبک است.
they used aluminum foil to wrap the food.
آنها از فویل آلومینیومی برای بستهبندی غذا استفاده کردند.
the airplane's wings are made of aluminum alloy.
بالهای هواپیما از آلیاژ آلومینیوم ساخته شدهاند.
aluminum is highly conductive.
آلومینیوم رسانایی بالایی دارد.
he bought an aluminum pot for cooking.
او یک قابلمه آلومینیومی برای پخت و پز خرید.
the sculpture was made from recycled aluminum.
مجسمه از آلومینیوم بازیافت شده ساخته شده بود.
aluminum cans can be recycled.
قوطیهای آلومینیومی قابل بازیافت هستند.
she used aluminum paint for the project.
او برای پروژه از رنگ آلومینیومی استفاده کرد.
the window frame was made of aluminum.
قاب پنجره از آلومینیوم ساخته شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید