amalgamates

[ایالات متحده]/ˈæm.əlɡəˌmeɪts/
[بریتانیا]/əˈmælɡəˌmeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ترکیب یا اتحاد به یک کل واحد; ادغام.
n. مخلوطی از فلزات، به ویژه جیوه با سایر فلزات.

جملات نمونه

the company amalgamates different departments to increase efficiency.

شرکت، بخش‌های مختلف را برای افزایش کارایی با هم ترکیب می‌کند.

his ideas amalgamate philosophy and science in a unique way.

ایده‌های او فلسفه و علم را به روشی منحصر به فرد با هم ترکیب می‌کند.

the artist amalgamates various materials to create stunning sculptures.

هنرمند مواد مختلف را با هم ترکیب می‌کند تا مجسمه‌های خیره‌کننده خلق کند.

the new law amalgamates several existing regulations into one comprehensive document.

قانون جدید چندین مقررات موجود را در یک سند جامع با هم ترکیب می‌کند.

over time, the two cultures amalgamate and create a new hybrid identity.

با گذشت زمان، دو فرهنگ با هم ترکیب می‌شوند و یک هویت هیبریدی جدید ایجاد می‌کنند.

the chef amalgamates traditional flavors with modern techniques to delight diners.

سرآشپز طعم‌های سنتی را با تکنیک‌های مدرن ترکیب می‌کند تا غذاخوردن را لذت بخش کند.

the software amalgamates different tools into a single platform for streamlined workflow.

نرم‌افزار ابزارهای مختلف را در یک پلتفرم واحد برای گردش کار روان با هم ترکیب می‌کند.

their diverse backgrounds amalgamate to form a rich tapestry of perspectives.

پیشینه‌های متنوع آن‌ها با هم ترکیب می‌شوند تا یک بافت غنی از دیدگاه‌ها ایجاد کنند.

the committee amalgamates the suggestions from all stakeholders into a final proposal.

کمیته پیشنهادات همه ذینفعان را در یک پیشنهاد نهایی با هم ترکیب می‌کند.

the merger amalgamates two leading companies in the industry, creating a dominant force.

ادغام دو شرکت پیشرو در صنعت را با هم ترکیب می‌کند و یک نیروی غالب ایجاد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید