amateurism

[ایالات متحده]/'æmətərɪzəm/
[بریتانیا]/ˌæmətʒɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. غیرحرفه‌ای‌گری، کیفیت یا فعالیت‌های آماتور یا غیرحرفه‌ای بودن.
Word Forms

جملات نمونه

The project failed due to amateurism in project management.

پروژه به دلیل آماتوریسم در مدیریت پروژه شکست.

She criticized the amateurism of the new employees.

او از آماتوریسم کارمندان جدید انتقاد کرد.

Amateurism can be seen in the lack of professionalism in their work.

می‌توان آماتوریسم را در فقدان حرفه‌ای‌گری در کار آن‌ها دید.

He was fired for his amateurism in handling client accounts.

او به دلیل آماتوریسم در رسیدگی به حساب‌های مشتری اخراج شد.

The team's performance suffered due to amateurism in their training.

عملکرد تیم به دلیل آماتوریسم در آموزش آن‌ها تحت تأثیر قرار گرفت.

The company's reputation was tarnished by the amateurism of its customer service team.

شهرت شرکت به دلیل آماتوریسم تیم خدمات مشتری‌اش خدشه‌دار شد.

Professional athletes often criticize the amateurism of referees in amateur leagues.

ورزشکاران حرفه‌ای اغلب از آماتوریسم داوران در لیگ‌های آماتور انتقاد می‌کنند.

The lack of experience led to amateurism in their approach to the project.

فقدان تجربه منجر به آماتوریسم در رویکرد آن‌ها به پروژه شد.

She decided to hire a professional photographer after seeing the amateurism of the previous one.

او پس از دیدن آماتوریسم عکاس قبلی تصمیم گرفت یک عکاس حرفه‌ای استخدام کند.

The amateurism of the band was evident during their first live performance.

اماتوریسم گروه در اولین اجرای زنده آن‌ها آشکار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید