amateurize

[ایالات متحده]/[ˈæmətəˌraɪz]/
[بریتانیا]/[ˈæmətərˌraɪz]/

ترجمه

v. به چیزی یا کسی که حرفه‌ای‌تر باشد، حرفه‌ای‌تر کردن؛ کیفیت حرفه‌ای را کاهش دادن.
v. (همچنین amateurise، انگلیسی بریتانیایی) کسی را به عنوان یک غیرحرفه‌ای در نظر گرفتن، به ویژه وقتی که اینطور نیست.
v. ( transitiv) چیزی را به یک فعالیت یا پیگیری غیرحرفه‌ای تبدیل کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

amateurize oneself

خود را به صورت علاقه‌مندی فعال کردن

amateurize further

بیشتر به صورت علاقه‌مندی فعال کردن

amateurized quickly

به سرعت به صورت علاقه‌مندی فعال شده‌است

amateurize completely

کاملاً به صورت علاقه‌مندی فعال کردن

amateurized state

وضعیت فعال شده به صورت علاقه‌مندی

amateurize skills

مهارت‌ها را به صورت علاقه‌مندی فعال کردن

amateurized style

سبک فعال شده به صورت علاقه‌مندی

جملات نمونه

the company tried to amateurize its image with a quirky marketing campaign.

شرکت سعی کرد تصویر خود را با یک کمپین بازاریابی غیرمعمول ساده کند.

don't let the amateurize of the project discourage you from contributing.

از ساده شدن پروژه نبینید که شما را از کمک کردن منحرف کند.

he feared that further automation would amateurize the workforce.

وی نگران بود که اتوماسیون بیشتر باعث ساده شدن نیروی کار شود.

the goal was to avoid amateurize the design process with unnecessary complexity.

هدف از این بود که فرآیند طراحی را با پیچیدگی‌های ناگهانی ساده نکنیم.

the director didn't want to amateurize the play with excessive special effects.

کارگردان نمی‌خواست با اثرات ویژه بیش از حد، نمایش را ساده کند.

we need to ensure the training program doesn't amateurize the new recruits.

لازم است از اینکه برنامه آموزشی باعث ساده شدن جدیدترین استخدام‌ها نشود اطمینان حاصل کنیم.

the report warned against amateurize the security protocols.

گزارش هشدار داد که از ساده شدن پروتکل‌های امنیتی پرهیز کنید.

the consultant's role is to prevent the team from amateurize their approach.

وظیفه مشاور جلوگیری از این است که تیم روش خود را ساده کند.

the challenge is to maintain quality while avoiding amateurize the production.

چالش این است که کیفیت را حفظ کنیم در حالی که از ساده شدن تولید جلوگیری کنیم.

they sought to amateurize the competition by introducing unconventional strategies.

آنها با معرفی استراتژی‌های غیرمعمول سعی کردند رقابت را ساده کنند.

the project manager stressed the importance of not amateurize the data analysis.

مدیر پروژه اهمیت این را تاکید کرد که تحلیل داده‌ها را ساده نکنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید