ambulatory

[ایالات متحده]/'æmbjʊlət(ə)rɪ/
[بریتانیا]/'æmbjələtɔri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل راه رفتن یا حرکت کردن، ثابت یا ساکن نیست
n. یک راهرو پوشیده
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

ambulatory care

مراقبت‌های سرپایی

ambulatory surgery

جراحی سرپایی

ambulatory patient

بیمار سرپایی

جملات نمونه

an ambulatory ophthalmic service.

یک سرویس چشم پزشکی سرپایی

The carrier in parking system of flatness and reciprocator tyPe is composed of ambulatory and transverse gadget.

حامل در سیستم پارک با صافی و نوع دستگاه متقابل از نوع سرپایی و عرضی است.

ambulatory blood pressure monitoring

پایش فشار خون سرپایی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید