amenorrheas

[ایالات متحده]/əˈmɛnɒrɪi.əs/
[بریتانیا]/əˌmɛn.ərˈiː.əz/

ترجمه

n. وضعیتی که در آن یک زن قاعدگی (پریود) ندارد.

جملات نمونه

the patient's amenorrheas are causing her significant distress.

قطع قاعدگی بیمار باعث ناراحتی شدید او شده است.

her doctor is investigating the underlying causes of her amenorrheas.

پزشک او در حال بررسی علل زمینه‌ای قاعدگی بیمار است.

amenorrheas can be a symptom of various hormonal imbalances.

قطع قاعدگی می‌تواند علامتی از اختلالات هورمونی مختلف باشد.

the study focused on the prevalence of amenorrheas in young women.

این مطالعه بر روی شیوع قاعدگی در زنان جوان تمرکز داشت.

amenorrheas can impact a woman's overall well-being and quality of life.

قطع قاعدگی می‌تواند بر سلامت کلی و کیفیت زندگی یک زن تأثیر بگذارد.

early detection and treatment of amenorrheas are crucial for optimal health outcomes.

تشخیص و درمان زودهنگام قاعدگی برای دستیابی به نتایج بهداشتی مطلوب بسیار مهم است.

amenorrheas can be a complex medical condition requiring specialized care.

قطع قاعدگی می‌تواند یک بیماری پیچیده باشد که نیاز به مراقبت‌های تخصصی دارد.

lifestyle changes and stress management can sometimes alleviate amenorrheas.

تغییرات سبک زندگی و مدیریت استرس گاهی اوقات می‌توانند قاعدگی را تسکین دهند.

there are various treatment options available for women experiencing amenorrheas.

گزینه‌های درمانی مختلفی برای زنانی که دچار قاعدگی هستند وجود دارد.

amenorrheas can be a sensitive topic, so open communication with healthcare professionals is important.

قطع قاعدگی می‌تواند موضوعی حساس باشد، بنابراین برقراری ارتباط باز با متخصصان مراقبت‌های بهداشتی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید