hormones fluctuate
هورمونها نوسان میکنند
hormones affect
هورمونها بر روی تأثیر میگذارند
hormone levels
سطح هورمونها
hormones rise
هورمونها افزایش مییابند
hormone imbalance
عدم تعادل هورمونی
hormones drop
هورمونها کاهش مییابند
hormones regulate
هورمونها تنظیم میکنند
hormone testing
تست هورمونی
her hormones fluctuate significantly during menstruation.
هورمونهای او در طول قاعدگیگی به طور قابل توجهی نوسان دارند.
stress can trigger the release of certain hormones.
استرس میتواند باعث آزاد شدن برخی هورمونها شود.
hormone imbalances can lead to various health problems.
نارملی هورمونها میتواند منجر به مشکلات مختلف سلامتی شود.
the doctor ordered a hormone test to assess her condition.
پزشک برای ارزیابی وضعیت او یک آزمایش هورمونی تجویز کرد.
growth hormones are crucial for proper development in children.
هورمونهای رشد برای رشد مناسب کودکان بسیار مهم هستند.
he experienced mood swings due to hormonal changes.
او دچار نوسانات خلقی به دلیل تغییرات هورمونی شد.
reproductive hormones control the menstrual cycle.
هورمونهای تولید مثل چرخه قاعدگی را کنترل میکنند.
hormone therapy is sometimes used to treat menopause.
درمان هورمونی گاهی اوقات برای درمان یائسگی استفاده میشود.
adrenal hormones regulate metabolism and blood pressure.
هورمونهای آدرنالین متابولیسم و فشار خون را تنظیم میکنند.
the study investigated the effects of hormones on sleep.
این مطالعه اثرات هورمونها بر خواب را بررسی کرد.
thyroid hormones are essential for regulating body temperature.
هورمونهای تیروئید برای تنظیم دمای بدن ضروری هستند.
exercise can positively influence hormone levels in the body.
ورزش میتواند به طور مثبت بر سطح هورمونها در بدن تأثیر بگذارد.
hormones fluctuate
هورمونها نوسان میکنند
hormones affect
هورمونها بر روی تأثیر میگذارند
hormone levels
سطح هورمونها
hormones rise
هورمونها افزایش مییابند
hormone imbalance
عدم تعادل هورمونی
hormones drop
هورمونها کاهش مییابند
hormones regulate
هورمونها تنظیم میکنند
hormone testing
تست هورمونی
her hormones fluctuate significantly during menstruation.
هورمونهای او در طول قاعدگیگی به طور قابل توجهی نوسان دارند.
stress can trigger the release of certain hormones.
استرس میتواند باعث آزاد شدن برخی هورمونها شود.
hormone imbalances can lead to various health problems.
نارملی هورمونها میتواند منجر به مشکلات مختلف سلامتی شود.
the doctor ordered a hormone test to assess her condition.
پزشک برای ارزیابی وضعیت او یک آزمایش هورمونی تجویز کرد.
growth hormones are crucial for proper development in children.
هورمونهای رشد برای رشد مناسب کودکان بسیار مهم هستند.
he experienced mood swings due to hormonal changes.
او دچار نوسانات خلقی به دلیل تغییرات هورمونی شد.
reproductive hormones control the menstrual cycle.
هورمونهای تولید مثل چرخه قاعدگی را کنترل میکنند.
hormone therapy is sometimes used to treat menopause.
درمان هورمونی گاهی اوقات برای درمان یائسگی استفاده میشود.
adrenal hormones regulate metabolism and blood pressure.
هورمونهای آدرنالین متابولیسم و فشار خون را تنظیم میکنند.
the study investigated the effects of hormones on sleep.
این مطالعه اثرات هورمونها بر خواب را بررسی کرد.
thyroid hormones are essential for regulating body temperature.
هورمونهای تیروئید برای تنظیم دمای بدن ضروری هستند.
exercise can positively influence hormone levels in the body.
ورزش میتواند به طور مثبت بر سطح هورمونها در بدن تأثیر بگذارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید