amotivation

[ایالات متحده]/ˌeɪməʊˈteɪʃən/
[بریتانیا]/ˌeɪmoʊˈteɪʃən/

ترجمه

n. حالت عدم انگیختگی؛ کمبود انگیختگی؛ وضعیت ناتوانی در تنظیم یا تعدیل انگیختگی خود

عبارات و ترکیب‌ها

feelings of amotivation

احساسات ناامotivation

state of amotivation

حالت ناamotivation

experiencing amotivation

تجربه ناamotivation

amotivation among students

ناamotivation در میان دانشجویان

chronic amotivation

ناamotivation مزمن

overcome amotivation

پیروزی بر ناamotivation

combat amotivation

مقابله با ناamotivation

dealing with amotivation

برخورد با ناamotivation

amotivation in the workplace

ناamotivation در محیط کار

amotivation and apathy

ناamotivation و بیخیالی

جملات نمونه

many employees experience amotivation during periods of organizational change and uncertainty.

بسیاری از کارکنان در دوره‌های تغییرات سازمانی و عدم اطمینان از ناکارآمدی رنج می‌برند.

student amotivation can lead to poor academic performance and increased dropout rates.

ناکارآمدی دانش‌آموزان می‌تواند منجر به عملکرد تحصیلی ضعیف و افزایش نرخ خروج از مدرسه شود.

the survey revealed widespread amotivation among frontline healthcare workers during the pandemic.

این مطالعه نشان داد که در دوره بیماری کووید-19، ناکارآمدی در کارکنان بهداشت و درمان خط مقدم گسترده‌ای بود.

chronic amotivation may indicate underlying psychological conditions requiring professional intervention.

ناکارآمدی مزمن ممکن است نشان‌دهنده شرایط روانی پنهانی باشد که نیاز به مداخله حرفه‌ای دارد.

managers should address team amotivation through meaningful recognition and employee support programs.

مدیران باید ناکارآمدی تیم را از طریق شناسایی معنادار و برنامه‌های حمایت از کارکنان مواجه شوند.

adolescent amotivation often stems from lack of engagement in traditional classroom settings.

ناکارآمدی نوجوانان اغلب از عدم مشارکت در محیط‌های کلاس درس سنتی ناشی می‌شود.

the therapist helped her overcome amotivation by identifying personal values and life goals.

درمانگر با شناسایی ارزش‌های شخصی و اهداف زندگی او، کمک کرد تا ناکارآمدی خود را غلبه کند.

economic uncertainty can contribute to feelings of amotivation and career stagnation among young professionals.

ناپایداری اقتصادی می‌تواند به احساس ناکارآمدی و توقف در رشد شغلی در جوانان کمک کند.

research shows that regular physical exercise can reduce symptoms of amotivation in depressed patients.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد که ورزش فیزیکی منظم می‌تواند علائم ناکارآمدی را در بیماران مبتلا به افسردگی کاهش دهد.

teachers are trained to recognize early signs of student amotivation and implement engaging teaching strategies.

معلمان آموزش دیده‌اند تا علائم اولیه ناکارآمدی دانش‌آموزان را تشخیص دهند و استراتژی‌های آموزشی جذب‌کننده را اجرا کنند.

the company's toxic culture fostered widespread amotivation among talented employees, leading to high turnover.

فرهنگ زیان‌آور شرکت باعث ناکارآمدی گسترده در کارکنان با استعداد شد که منجر به نرخ ترک بالا شد.

studies indicate that amotivation correlates strongly with decreased workplace productivity and job satisfaction.

مطالعات نشان می‌دهد که ناکارآمدی به طور قوی با کاهش بهره‌وری در محل کار و رضایت شغلی همراه است.

parents should distinguish between teenage rebellion and genuine amotivation requiring clinical assessment.

والدین باید بین تمرد نوجوانان و ناکارآمدی واقعی که نیاز به ارزیابی بالینی دارد، تمایز قائل شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید