ampere

[ایالات متحده]/ˈæmpɪə(r)/
[بریتانیا]/ˈæmˌpɪər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحد استاندارد جریان الکتریکی.
Word Forms
جمعamperes

عبارات و ترکیب‌ها

ampere-hour rating

رتبه‌بندی آمپر-ساعت

measure in amperes

اندازه‌گیری به آمپر

ampere meter reading

خواندن آمپرسنج

ampere-turn force

نیروی آمپر-دور

ampere-hour capacity

ظرفیت آمپر-ساعت

ampere-hour meter

مولتی‌متر آمپر-ساعت

جملات نمونه

the circuit uses an ampere meter to measure current.

مدار از یک آمپرمتر برای اندازه گیری جریان استفاده می‌کند.

a typical light bulb might draw 0.5 amperes of power.

یک لامپ معمولی ممکن است 0.5 آمپر توان مصرف کند.

the battery provides a constant output of 1 ampere.

باتری یک خروجی ثابت 1 آمپر ارائه می‌دهد.

electrical appliances are rated in amperes.

وسایل برقی بر حسب آمپر رتبه بندی می‌شوند.

the fuse is designed to protect the circuit from excessive amperes.

فیوز برای محافظت از مدار در برابر آمپرهای بیش از حد طراحی شده است.

amperes are a unit of measurement for electrical current.

آمپرها واحد اندازه‌گیری جریان الکتریکی هستند.

the wire can safely carry 10 amperes of current.

سیم می‌تواند به طور ایمن 10 آمپر جریان را حمل کند.

a high-power motor requires a large number of amperes.

یک موتور با توان بالا به تعداد زیادی آمپر نیاز دارد.

the electrician measured the current in amperes using a multimeter.

الکتریسیان جریان را به آمپر با استفاده از مولتی متر اندازه‌گیری کرد.

understanding amperes is essential for working with electricity safely.

درک آمپر برای کار ایمن با برق ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید