analogized

[ایالات متحده]/ˌænəlɒˈɡaɪzd/
[بریتانیا]/ˌænəˈlɑːɡaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را با مقایسه با چیزی دیگر که مشابه است، توضیح دادن یا توصیف کردن؛ زمان گذشته و قسمت گذشته analogize.

جملات نمونه

the concept of time can be analogized to a river flowing.

می‌توان مفهوم زمان را به یک رودخانه جاری تشبیه کرد.

he analogized the complex system to a well-oiled machine.

او سیستم پیچیده را به یک ماشین خوش‌روغن تشبیه کرد.

the artist's work can be analogized to a dreamlike journey.

اثر هنرمند را می‌توان به یک سفر رویایی تشبیه کرد.

their relationship was analogized to a fragile flower.

ارتباط آنها را می‌توان به یک گل شکننده تشبیه کرد.

the scientist analogized the process to baking a cake.

دانشمند فرآیند را به پختن کیک تشبیه کرد.

she analogized the feeling of love to the warmth of the sun.

او احساس عشق را به گرمای خورشید تشبیه کرد.

the teacher analogized historical events to modern situations.

معلم وقایع تاریخی را به شرایط مدرن تشبیه کرد.

he analogized the challenge to climbing mount everest.

او چالش را به صعود کوه اورست تشبیه کرد.

the problem was analogized to a jigsaw puzzle.

مشکل را می‌توان به یک پازل تشبیه کرد.

her success can be analogized to the blooming of a flower.

می‌توان موفقیت او را به شکوفه زدن یک گل تشبیه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید