likened to
مانند
likened him
مانند او
likened her
مانند او
likened it
مانند آن
likened them
مانند آنها
likened himself
مانند خودش
likened their
مانند آنها
likened this
مانند این
likened such
مانند چنین
likened those
مانند آنها
she likened his voice to a soothing melody.
او صدای او را به یک ملودی آرامبخش تشبیه کرد.
the artist likened her painting to a burst of sunshine.
هنرمند نقاشی خود را به یک انفجار نور خورشید تشبیه کرد.
he likened the experience to climbing a mountain.
او تجربه را به صعود به یک کوه تشبیه کرد.
many likened the new policy to a breath of fresh air.
بسیاری سیاست جدید را به یک نفس تازه تشبیه کردند.
she likened their friendship to a strong bond.
او دوستی آنها را به یک پیوند قوی تشبیه کرد.
the teacher likened learning to planting seeds.
معلم یادگیری را به کاشتن بذر تشبیه کرد.
he likened the city at night to a sparkling jewel.
او شهر را در شب به یک گوهر درخشان تشبیه کرد.
she likened her journey to a rollercoaster ride.
او سفر خود را به یک سواری هیجانانگیز تشبیه کرد.
they likened the storm to a wild beast.
آنها طوفان را به یک حیوان وحشی تشبیه کردند.
he likened the book to a portal to another world.
او کتاب را به یک پورتال به دنیای دیگر تشبیه کرد.
likened to
مانند
likened him
مانند او
likened her
مانند او
likened it
مانند آن
likened them
مانند آنها
likened himself
مانند خودش
likened their
مانند آنها
likened this
مانند این
likened such
مانند چنین
likened those
مانند آنها
she likened his voice to a soothing melody.
او صدای او را به یک ملودی آرامبخش تشبیه کرد.
the artist likened her painting to a burst of sunshine.
هنرمند نقاشی خود را به یک انفجار نور خورشید تشبیه کرد.
he likened the experience to climbing a mountain.
او تجربه را به صعود به یک کوه تشبیه کرد.
many likened the new policy to a breath of fresh air.
بسیاری سیاست جدید را به یک نفس تازه تشبیه کردند.
she likened their friendship to a strong bond.
او دوستی آنها را به یک پیوند قوی تشبیه کرد.
the teacher likened learning to planting seeds.
معلم یادگیری را به کاشتن بذر تشبیه کرد.
he likened the city at night to a sparkling jewel.
او شهر را در شب به یک گوهر درخشان تشبیه کرد.
she likened her journey to a rollercoaster ride.
او سفر خود را به یک سواری هیجانانگیز تشبیه کرد.
they likened the storm to a wild beast.
آنها طوفان را به یک حیوان وحشی تشبیه کردند.
he likened the book to a portal to another world.
او کتاب را به یک پورتال به دنیای دیگر تشبیه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید