likened

[ایالات متحده]/'laɪkənd/
[بریتانیا]/'laɪkənd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را با چیز دیگری مقایسه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

likened to

مانند

likened him

مانند او

likened her

مانند او

likened it

مانند آن

likened them

مانند آنها

likened himself

مانند خودش

likened their

مانند آنها

likened this

مانند این

likened such

مانند چنین

likened those

مانند آنها

جملات نمونه

she likened his voice to a soothing melody.

او صدای او را به یک ملودی آرام‌بخش تشبیه کرد.

the artist likened her painting to a burst of sunshine.

هنرمند نقاشی خود را به یک انفجار نور خورشید تشبیه کرد.

he likened the experience to climbing a mountain.

او تجربه را به صعود به یک کوه تشبیه کرد.

many likened the new policy to a breath of fresh air.

بسیاری سیاست جدید را به یک نفس تازه تشبیه کردند.

she likened their friendship to a strong bond.

او دوستی آنها را به یک پیوند قوی تشبیه کرد.

the teacher likened learning to planting seeds.

معلم یادگیری را به کاشتن بذر تشبیه کرد.

he likened the city at night to a sparkling jewel.

او شهر را در شب به یک گوهر درخشان تشبیه کرد.

she likened her journey to a rollercoaster ride.

او سفر خود را به یک سواری هیجان‌انگیز تشبیه کرد.

they likened the storm to a wild beast.

آنها طوفان را به یک حیوان وحشی تشبیه کردند.

he likened the book to a portal to another world.

او کتاب را به یک پورتال به دنیای دیگر تشبیه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید