androgenic

[ایالات متحده]/[ænˈdrɒdʒɪk]/
[بریتانیا]/[ænˈdroʊdʒɪk]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای یا تولید کننده ویژگی‌های ویژه ویژه یا مربوط به آندروژن‌ها؛ مربوط به یا تأثیرگذار بر توسعه ویژگی‌های مردانه.

عبارات و ترکیب‌ها

androgenic effects

اثرات آندروژنی

androgenic activity

فعالیت آندروژنی

androgenic state

وضعیت آندروژنی

androgenic compounds

ترکیبات آندروژنی

assessing androgenic

ارزیابی آندروژنی

androgenic potential

پتانسیل آندروژنی

androgenically induced

تولید شده به صورت آندروژنی

androgenic risk

ریسک آندروژنی

androgenic influence

تأثیر آندروژنی

androgenic properties

ویژگی‌های آندروژنی

جملات نمونه

the drug exhibited significant androgenic effects on the test subjects.

دارو اثرات ویژه آندروژنی معنی‌داری بر روی افراد آزمایشی نشان داد.

androgenic anagen phases are crucial for hair growth and follicle health.

فازهای آندروژنی اناژن برای رشد مو و سلامت فولیکول‌ها حیاتی هستند.

elevated androgenic activity can contribute to acne and oily skin.

فعالیت آندروژنی بالا می‌تواند به ایجاد آکنه و پوست چرب کمک کند.

researchers are investigating the androgenic potential of this new compound.

پژوهشگران پتانسیل آندروژنی این ترکیب جدید را مورد بررسی قرار می‌دهند.

the patient's androgenic symptoms were carefully monitored by the physician.

علائم آندروژنی بیمار توسط پزشک به دقت پیگیری شد.

some medications have known androgenic side effects that patients should be aware of.

بعضی از داروها عوارض جانبی آندروژنی شناخته شده‌ای دارند که بیماران باید از آن‌ها آگاه باشند.

the study examined the correlation between androgenic hormones and muscle mass.

این مطالعه همبستگی بین هورمون‌های آندروژنی و جرم عضلانی را بررسی کرد.

androgenic alopecia is a common cause of hair loss in men.

الوپسی آندروژنی یک علت رایج از زیبایی‌زدگی مو در مردان است.

the veterinarian assessed the animal's androgenic profile for diagnostic purposes.

پزشک دامی پروفایل آندروژنی حیوان را به منظور تشخیص ارزیابی کرد.

balancing androgenic hormones is essential for overall reproductive health.

تعادل هورمون‌های آندروژنی برای سلامت کلی تولید مثل ضروری است.

the lab measured the androgenic levels in the blood sample.

آزمایشگاه سطح آندروژنی در نمونه خون را اندازه‌گیری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید