angler

[ایالات متحده]/'æŋglə/
[بریتانیا]/'æŋɡlɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که با قلاب و خط ماهیگیری می‌کند؛ شخصی که از روش‌های مشکوک برای به دست آوردن مزیت استفاده می‌کند
Word Forms
جمعanglers

جملات نمونه

The angler cast the line.

صیاد طناب را انداخت.

The angler cast her line into the stream.

صیاد طناب خود را به داخل جریان انداخت.

swans are being poisoned by lead from anglers' lines.

قویا توسط سرب از خطوط صیاد مسموم می‌شوند.

Anglers are required to obtain prior authorization from the park keeper.

صیادان باید قبل از هر اقدامی مجوز از سرپرست پارک دریافت کنند.

The angler caught a big fish.

صیاد یک ماهی بزرگ صید کرد.

The angler cast his line into the water.

صیاد طناب خود را به داخل آب انداخت.

The angler patiently waited for a bite.

صیاد با صبر منتظر یک گاز شد.

The angler used live bait to attract fish.

صیاد از طعمه زنده برای جذب ماهی استفاده کرد.

The angler enjoyed the peacefulness of fishing.

صیاد از آرامش ماهیگیری لذت برد.

The angler reeled in a trophy fish.

صیاد یک ماهی قهرمانی را به سمت خود کشید.

The angler's favorite spot is by the lake.

محل مورد علاقه صیاد کنار دریاچه است.

The angler used a variety of lures to attract different fish species.

صیاد از انواع مختلف طعمه برای جذب گونه های مختلف ماهی استفاده کرد.

The angler's fishing skills improved with practice.

مهارت های ماهیگیری صیاد با تمرین بهبود یافت.

The angler released the fish back into the water after catching it.

صیاد ماهی را پس از صید کردن دوباره به داخل آب رها کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید