fisherman

[ایالات متحده]/ˈfɪʃəmən/
[بریتانیا]/ˈfɪʃərmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که برای زندگی ماهی می‌گیرد، همچنین به‌عنوان ماهی‌گیر یا ماهی‌گیر زن شناخته می‌شود
Word Forms
جمعfishermen

عبارات و ترکیب‌ها

professional fisherman

ماهیتک حرفه‌ای

جملات نمونه

this place is a regular fisherman's paradise.

این مکان یک بهشت ماهیگیری معمولی است.

The fisherman had a good haul.

ماهیگیر صید خوبی داشت.

The fisherman had caught a whopper.

ماهیگیر یک ماهی بزرگ گرفته بود.

What is it like to be a tuna fisherman?.

زندگی به عنوان یک ماهیگیر ماهی تن چگونه است؟

The water came up to the fisherman's thighs.

آب تا بالای ران ماهیگیر بالا آمد.

The fisherman cast off the rope and set the boat adrift.

ماهیگیر طناب را رها کرد و قایق را در آب رها کرد.

You should learn the overhand knot, overhand loop, bowline, double-loop bowline, figure-of-eight loop, ring bend, and fisherman’s knot.

شما باید گره دستی، حلقه دستی، گره زنگاری، گره زنگاری دو حلقه ای، حلقه هشت، خم حلقه و گره ماهیگیر را یاد بگیرید.

So one day I saw a beautiful piece of eel just sitting there, unpriced, and I asked the fisherman for it.

بنابراین یک روز من یک تکه مارماهی زیبا را دیدم که آنجا نشسته بود، بدون قیمت، و از ماهیگیر خواستم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید