annex

[ایالات متحده]/əˈneks/
[بریتانیا]/əˈneks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. افزودن; جذب کردن; به دست آوردن
n. الحاقی; ساختمان فرعی
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریannexing
زمان گذشتهannexed
شکل سوم شخص مفردannexes
قسمت سوم فعلannexed
جمعannexes

عبارات و ترکیب‌ها

annexation

الحاق

annex building

ساختمان الحاق

annex document

سند الحاق

جملات نمونه

The company plans to annex the neighboring building for expansion.

شرکت قصد دارد ساختمان مجاور را برای گسترش ضمیمه کند.

The annexation of new territories led to conflicts between countries.

ضمیمه شدن سرزمین‌های جدید منجر به درگیری بین کشورها شد.

The hotel has an annex where guests can stay for a longer period.

هتل دارای یک الحاقیه است که در آن مهمانان می‌توانند برای مدت طولانی‌تری اقامت کنند.

The museum's annex houses a collection of modern art pieces.

الحاقیه موزه دارای مجموعه‌ای از آثار هنری مدرن است.

The annexation of the smaller company was a strategic move by the corporation.

ضمیمه شدن شرکت کوچکتر یک اقدام استراتژیک توسط شرکت بود.

The treaty allowed the country to annex the disputed region.

معاهده به کشور اجازه داد منطقه مورد مناقشه را ضمیمه کند.

The annex serves as a storage space for extra equipment.

الحاقیه به عنوان فضای ذخیره‌سازی برای تجهیزات اضافی عمل می‌کند.

The school decided to annex the adjacent field for sports activities.

مدرسه تصمیم گرفت زمین مجاور را برای فعالیت‌های ورزشی ضمیمه کند.

The annexation of the island by the neighboring country caused tension in the region.

ضمیمه شدن جزیره توسط کشور همسایه باعث تنش در منطقه شد.

The annexation of the new territory was met with resistance from the local population.

ضمیمه شدن سرزمین جدید با مقاومت مردم محلی مواجه شد.

نمونه‌های واقعی

A Vatican's statement said workers discovered fragments of bone while renovating an annex.

اظهارنظر واتیکان گفت که کارگران در حین بازسازی یک الحاقیه، قطعاتی از استخوان کشف کردند.

منبع: BBC Listening Collection November 2018

They annexed the conquered territory to their country.

آنها قلمرو فتح شده را به کشور خود الحاق کردند.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

In 1908, they'd officially annexed the region.

در سال 1908، آنها به طور رسمی منطقه را الحاق کردند.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

That includes the Crimean Peninsula which Russia controversially annexed from Ukraine in 2014.

این شامل شبه جزیره کریمه است که روسیه به طور جنجالی در سال 2014 آن را از اوکراین ضمیمه کرد.

منبع: CNN 10 Student English November 2018 Collection

Those were annexed as suburbs in 1860.

آنها به عنوان حومه در سال 1860 ضمیمه شدند.

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

One I could see is sort of officially annexing portions of Eastern Ukraine.

یکی از چیزهایی که می توانم ببینم این است که به طور رسمی بخش هایی از اوکراین شرقی را ضمیمه می کند.

منبع: The Washington Post

Two-thirds of his 80,000 trees are located in areas that could be annexed by Israel.

دو سوم درختان 80 هزار نفره او در مناطقی که ممکن است توسط اسرائیل ضمیمه شود، قرار دارند.

منبع: VOA Standard English - Middle East

The decision is in response to Israel's plan to annex parts of the West Bank.

این تصمیم در پاسخ به برنامه اسرائیل برای الحاق بخش هایی از کرانه باختری است.

منبع: CRI Online July 2020 Collection

It also controversially annexed Crimea in 2014.

همچنین به طور جنجالی کریمه را در سال 2014 ضمیمه کرد.

منبع: CNN Selected May 2016 Collection

Still, Rome slowly conquered and annexed neighboring peoples.

با این حال، رم به آرامی مردم همسایه را فتح و ضمیمه کرد.

منبع: National Geographic Science Popularization (Video Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید